غزل شمارهٔ ۶۷۷۴
هوش مصنوعی: این شعر به معانی عمیق و روحی پرداخته و از ساقی درخواست میکند که حجابهای مادی و ظاهری را از بین ببرد تا او بتواند به حقیقت و ذات خود دست یابد. شاعر از ساقی میخواهد تا او را از بارهای زندگی آزاد کند و به او شرابی عطا کند که او را به حالت روحانی و وجدانی ببرد. فضا به شدت تحت تاثیر عشق و جستجوی حقیقت است و شاعر از مذهب و ریاکاریهای سست انتقاد میکند. او به دنبال ارتباطی عمیق و واقعی با وجود خویش و طبیعت است و تأکید میکند که در دین و دنیای واقعی چیزی جز عشق و آشتی وجود ندارد. پایان شعر دعوتی برای پذیرش وحدت و عشق خالص است.
حجاب جسم را از پیش جان بردار ای ساقیمرا مگذار زیر این کهن دیوار ای ساقی
هوش مصنوعی: ای ساقی، پردههای جسم را از جلوی جانم کنار بزن و مرا زیر این دیوار قدیمی تنها نگذار.
به تنگم از وجود خود، شرابی آرزو دارمکه زور او شکافد شیشه را چون نار ای ساقی
هوش مصنوعی: من از وجود خود به تنگ آمدهام و آرزو دارم شرابی بیاوری که قدرتش به اندازهای باشد که شیشه را بشکند، مانند آتش. ای ساقی!
می انگوری تنها مرا از پا نیندازدسراسر باغ را بر یکدگر بفشار ای ساقی
هوش مصنوعی: به من بگو که یک می انگور کافی نیست تا مرا از پا درآورد؛ بلکه من میخواهم تمام باغ را به هم بیفشانم. ای ساقی، همه را به هم بریز.
برهنه روی می خواهم ببینم دختر رز راحجاب شیشه و پیمانه را بردار ای ساقی
هوش مصنوعی: میخواهم دختر زیبایی مانند گل رز را بدون پوشش ببینم؛ ای ساقی، حجاب شیشه و پیمانه را کنار بزن.
به یک رطل گران بردار بار هستی از دوشممن افتاده را مگذار زیر بار ای ساقی
هوش مصنوعی: ای ساقی، لطفاً بار سنگین زندگی را از دوش من بردار و نگذار کسی که در زیر این بار افتاده، باقی بماند.
به راهی می رود هر تاری از زلف حواس منمرا شیرازه کن از موج می زنهار ای ساقی
هوش مصنوعی: هر رشتهای از زلف تو به مسیری میرود و حواسم را به خود مشغول میکند. خواهش میکنم ای ساقی، من را از این موج و هیجان نجات بده.
چرا از غیرت مذهب بود کم غیرت مشرب؟مرا در حلقه اهل ریا مگذار ای ساقی
هوش مصنوعی: چرا از غیرت دین کم دارد شجاعت روزگار؟ مرا در جمع افرادی که فقط به ظاهر اهمیت میدهند قرار نده، ای ساقی.
چراغ طور در فانوس مستوری نمی گنجدبرون آور مرا از پرده پندار ای ساقی
هوش مصنوعی: چراغ آتش کوه طور در هیچ فانوسی نمیگنجد، پس ای ساقی، مرا از حجاب و افکار محدود رها کن و به حقیقت برسان.
شراب آشتی انگیز مشرب را به دورآوربده تسبیح را پیوند با زنار ای ساقی
هوش مصنوعی: شراب که باعث آشتی و پیوند میشود را نزد خودت نگهدار و از تسبیح که علامت عبادت و دین است دور کن، ای ساقی.
ادیب شرع می خواهد به زورم توبه فرمایدبه حال خود من شوریده را مگذار ای ساقی
هوش مصنوعی: ادیب به دنبال آن است که مرا به زور به توبه وادارد، اما ای ساقی، حال و روز من را رها کن و دست از سرم بردار.
ز انصاف و مروت نیست در عهد تو روشنگرزند آیینه من غوطه در زنگار ای ساقی
هوش مصنوعی: در زمانهای که تو زندگی میکنی، انصاف و خیرخواهی وجود ندارد. ای ساقی، چهره من که باید در آینه روشن باشد، در زنگار و کدورت غرق شده است.
ندارد بازگشتی کفر و دین غیر از سر کویشبه دریا می رود هر سیلی از کهسار ای ساقی
هوش مصنوعی: از عشق تو که بگذریم، دیگر هیچ چیز به عقب برنمیگردد. هر طوفانی که از کوهها میآید، به دریا میرود. ای ساقی!
به شکر این که داری شیشه ها پر باده وحدتبه حال خویش صائب را چنین مگذار ای ساقی
هوش مصنوعی: به خاطر این که تو خدای را شکر میگویی و شیشههایت پر از شراب وحدت است، ای ساقی، حال صائب را چنین نگذار که به آن وضعیت باقی بماند.