غزل شمارهٔ ۶۷۸۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تمجید از بلبل و غوغایی که در بین دیگر پرندگان به راه افتاده اشاره میکند. او خود و عقلش را به جدال میکشاند و به استفاده از زبان و بیان نوین دعوت میکند. شاعر از طبع و خلاقیت خود سخن میگوید و بر این نکته تأکید میکند که هیچ آسمانی به زیبایی شعر و هنر او نمیتواند باشد. در نهایت، او به سرودههایش اشاره کرده و میگوید که شعرش از هر بوستانی زیباتر و دلرباتر است.
شنیدم بلبل خود را ستایش کرده ای جاییمیان عندلیبان دگر افتاده غوغایی
هوش مصنوعی: شنیدم که تو از بلبل تعریف کردهای و در میان قناریها و پرندگان دیگر، جنب و جوشی به پا شده است.
من و عقل نخستین را به جنگ یکدگر افکنز من تیغ زبان در کار بردن وز تو ایمایی
هوش مصنوعی: من را و عقل اولیه را به نزاع و جدل وادار کن، که من از زبانم برای به کار بردن شمشیری استفاده میکنم و تو هم در این جنگ نقشی داری.
ز طبع موشکافم شانه پشت دست می خایدبه گردم کی رسد همچون صبا هر بادپیمایی؟
هوش مصنوعی: به خاطر روح کنجکاو و حساس خودم، دستم را پشت گردن میزنم. کی خواهد رسید که مانند نسیم صبا، هر بادبازی به من نزدیک شود؟
چراغ دودمان شهرتم از شعله فطرتندارد آسمان امروز چون من نکته پیرایی
هوش مصنوعی: چراغ خانواده و شهرت من از ذات و طبیعتی که دارم روشن نمیشود. امروز آسمان به زیبایی من چون یک نکته زینتی نگاه نمیکند.
به دیوان خیابانش سراسر گشته ام صائبندارد بوستان چون مصرع من سرو رعنایی
هوش مصنوعی: من در خیابانهای او به دنبال دیوانگیام گشتم، اما هیچ باغی وجود ندارد که زیباییاش به پای زیبایی من برسد.