غزل شمارهٔ ۶۸۷۵
هوش مصنوعی: این شعر به ابراز درد و پریشانی انسانها میپردازد و احساسات عمیق فردی را در مواجهه با مشکلات زندگی به تصویر میکشد. شاعر به تنگدلان اشاره میکند که در دل خود درد و پریشانی دارند و دلهایشان باید پاک و بیغش باشد. او به جمع آوری داراییها و چیزهای مادی اشاره میکند، ولی میگوید که اینها اگر به معرفت و غنا نرسند، به باد فنا میروند. او بیان میکند که هیچ دردی به اندازهی درد خود فرد قابل مقایسه نیست و در نهایت به ناامیدی از دنیا و مایوس شدن از زهد و عبادت متوسل میشود. در این شعر، گله و شکایت از تقدیر و نااطمینانی از آینده به وضوح حس میشود.
مکش چو تنگدلان آه از پریشانیکه دل ز حق شود آگاه از پریشانی
هوش مصنوعی: نگذار که افرادی که دل و دماغ ندارند، از روی نگرانی ناله کنند، زیرا دل انسان زمانی که به حقیقت پی میبرد، از این اضطرابها آگاه میشود.
دلِ چو آینه زان رندِ پاکباز طلبکه نیست در جگرش آه از پریشانی
هوش مصنوعی: دل مانند آینهای است که آن رند پاکباز را میجوید، زیرا در دل او نشانهای از ناراحتی و بیقراری وجود ندارد.
دهد به بادِ فنا آنچه جمع آورده استاگر غنی شود آگاه از پریشانی
هوش مصنوعی: اگر کسی به ثروت و داراییهای خود دلبستگی زیادی داشته باشد و نگران از دست دادن آنها باشد، در نهایت تمام آنچه که جمع کرده، به باد میرود. اما اگر فردی به واقعیات دنیا و ناپایداری آن دقت کند، غنی میشود و از پریشانیهای خود آگاه میشود.
کدام درد به این درد میرسد که کسیبه دردِ خود نبرد راه از پریشانی؟
هوش مصنوعی: کدام درد را میتوان پیدا کرد که به این درد برسد، زمانی که کسی در خوشحالی خود، توان مقابله با پریشانی را ندارد؟
نمانده است به دستم ز تار و پود حیاتبه غیرِ آهِ سحرگاه از پریشانی
هوش مصنوعی: در زندگی، چیزی جز ناامیدی و حسرت نتوانستهام پیدا کنم و تنها چیزی که باقی مانده، آه و نالهای در سحرگاه است که از دلم در میآید.
ز خرمنی که به عمرِ دراز کردم جمعنمانده غیرِ پرِ کاه از پریشانی
هوش مصنوعی: از تمام تلاشها و زحماتی که در طول عمرم کشیدم، چیزی جز چند پر کاه باقی نمانده است و این نشان از بینظمی و پریشانی است.
کمالِ فقر همین بس که ایمن است فقیرز شورچشمیِ بدخواه از پریشانی
هوش مصنوعی: فقر به گونهای است که فقیر از گزند نظرات و حسادتهای بدخواهان در امان است و این خود نشانهای از کمال فقر به شمار میرود.
همان که راه نموده است توشه خواهد دادمکن ملاحظه در راه از پریشانی
هوش مصنوعی: کسی که تو را به راه رهنمون کرده است، در ادامه مسیر نیز به تو کمک خواهد کرد. بنابراین، نگران نباش و از سختیها و آشفتگیهای راه نترس.
به سیمِ قلب چو یوسف فروختند مرابرادران به لبِ چاه از پریشانی
هوش مصنوعی: مرا مانند یوسف به قیمت ناچیز در دلِ دلتنگی و درد به برادرانم فروختهاند و این احساس در من مانند آبی است که در چاه میافتد.
نسیمِ سنبلِ فردوس روح تازه کندملول کی شود آگاه از پریشانی؟
هوش مصنوعی: نسیم خوشبو و لطیف از گلهای بهشتی، جان را شاداب میکند. آیا کسی که غمگین و پریشان است، از این شادی و تازگی آگاه میشود؟
اگر چه هست ولینعمتی چو خورشیدشهمان خورد دلِ خود ماه از پریشانی
هوش مصنوعی: اگرچه این نعمت مثل خورشید وجود دارد، اما دل ماه نیز از پریشانی رنج میبرد.
مساز دامنِ زلفِ دراز خود را جمعکه دستِ من شده کوتاه از پریشانی
هوش مصنوعی: موهای بلندت را جمع کن که دستم از دلواپسی و آشفتگی کوتاه شده است.
نماز و روزه منعّم نمیرسد صائببه آهونالهٔ جانکاه از پریشانی
هوش مصنوعی: عبادتهایی مانند نماز و روزه به تنهایی نمیتوانند مشکلات و ناراحتیهای عمیق روحی را حل کنند. فقط گفتن درد و غصه و ناله کردن از پریشانی زندگی کافی نیست و نیاز به تغییرات اساسیتر داریم.