غزل شمارهٔ ۶۸۹۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به فردی اشاره میکند که زندگی را بیخیال و بیمورد سپری کرده است. او به اهمیت خوب بودن اشاره میکند و میگوید که برای رسیدن به خوبی، باید ابتدا خود را خوب کند. همچنین، به فرصتهای از دست رفته و بیخبری از زیباییهای زندگی میپردازد. شاعر هشدار میدهد که در نهایت ندامت و حسرت از عواقب بیتوجهی خواهد بود و سرانجام، تنها چیزی که باقی میماند، دامنگیر شدن به پیامدهای اعمال است.
ای آن که دل به عمر سبکرو نهادهایدر رهگذار سیل میان را گشادهای
هوش مصنوعی: ای کسی که عمر خود را بیمقدار و بیخبر سپری کردهای، در مسیر زندگی خود، راهی برای عبور از مشکلات و بادهای پرخطر باز کردهای.
کوری نمیرود به عصاکش برون ز چشمخود خوب شو، چه در پی خوبان فتادهای؟
هوش مصنوعی: کسی که نابینا است، نمیتواند با عصای خود از خانه خارج شود. باید ابتدا چشم خود را درمان کند و خوب ببیند. چرا که در جستجوی زیباییها و خوبان است، اما ابتدا باید خود را اصلاح کند.
پیراهنی که میطلبی از نسیم مصردامان فرصتی است که از دست دادهای
هوش مصنوعی: پیراهنی که در جستجوی آنی از نسیم مصر، نمایانگر فرصتی است که آن را از دست دادهای.
آرام نیست بوی گل و رنگ لاله راتو بیخبر چو سرو به یک جا ستادهای
هوش مصنوعی: بوی گل و رنگ لاله در فضایی آرام نیست و تو مثل سرو که بیخبر از زیباییها به یک جا ایستادهای.
تا میکشد دل تو به این تیره خاکدانهرچند بر سپهر سواری، پیادهای
هوش مصنوعی: دل تو در این دنیای سخت و تیره گرفتار است و هرچند که در آسمانها نیز مقام و جاهی داشته باشی، باز هم در نهایت در این خاکی زندگی میکنی و از خودت جدا نمیشوی.
بر روی هم هر آنچه گذاری وبال توستجز دست اختیار که بر هم نهادهای
هوش مصنوعی: هر چه در زندگی به دست آوردهای، بار مسئولیت آن بر دوش توست، به جز انتخابهایی که خودت با اختیار انجام دادهای.
امروز خانهای به صفای دل تو نیستگر روزنش ز دیده عبرت گشادهای
هوش مصنوعی: امروز هیچ خانهای به زیبایی دل تو وجود ندارد، اگر با چشم عبرت و پند و اندرز به آن نگاه کنی.
داغ ندامت است سرانجام رنگ و بویصائب چه محو بوی گل و رنگ بادهای؟
هوش مصنوعی: نتیجهی پشیمانی و حسرت، چیزی جز یادآوری تلخ نیست. چه فایدهای دارد که در دنیای زیباییها، همچنان به عطر گلها و رنگ شراب فکر کنیم؟