غزل شمارهٔ ۶۹۴۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از لنگر در خراب آباد یاد میکند و به چالشها و بیفایدگیهایی که انسان دچار آنها میشود اشاره میکند. او از تلاش برای ترمیم و بازسازی چیزی که دستخوش تغییر و ویرانی است، انتقاد میکند و از افراد میپرسد که چرا در دنیای ناپایدار و پر از خواب و خیال، خود را مشغول میکنند. مو سفید به عنوان نشانهای از زمان و نزدیکی به قیامت مطرح میشود و از انسانها میخواهد که به فکر عمق وجودی خود و معناهای زندگی باشند. شاعر تأکید میکند که کوششهای انسانی در دنیای فانی بیفایده است و بهجای تلاش برای چیزی که حقیقت ندارد، باید به دنبال معانی والاتری بود. شعر به نوعی نگرش فلسفی و تفکری در مورد وجود و نقش انسان در زندگی اشاره دارد.
لنگر درین خراب برای چه می کنی؟در راه سیل خواب برای چه می کنی؟
هوش مصنوعی: چرا میخواهی در این ویرانی خود را محکم نگهداری؟ چرا برای خواب و آسایش در این مسیر به خودت زحمت میدهی؟
تعمیر خانه ای که بود در گذار سیلای خانمان خراب برای چه می کنی؟
هوش مصنوعی: چرا میخواهی خانهای را که در اثر سیل خراب شده تعمیر کنی؟ این خانه دیگر از بین رفته است.
موی سفید، گرده صبح قیامت استدر وقت صبح خواب برای چه می کنی؟
هوش مصنوعی: موهای سفید یادآور گذر زمان و نزدیک شدن به روز قیامت هستند. پس چرا در هنگام صبح باز هم خواب هستی؟
اندیشه است لنگر عمر سبک عناندر گفتگو شتاب برای چه می کنی؟
هوش مصنوعی: تفکر، پایه و اساس زندگی است. چرا در گفتگوهای بیفایده عجله میکنی و نفس خود را سبک میکنی؟
جرم تو از حساب برون است و از شماراندیشه از حساب برای چه می کنی؟
هوش مصنوعی: خطای تو فراتر از حساب و اندازهگیری است، پس چرا به فکر محاسبه کردن آن هستی؟
نقش است هر چه هست درین خانه غیر حقاز مردمان حجاب برای چه می کنی؟
هوش مصنوعی: هر آنچه در این خانه وجود دارد، جز ذات حق، نقشی است ز مخلوقات. پس چرا باید برای آنها پردهپوشی کنی؟
از تیر کج کمان نبرد کجروی برونبا آسمان عتاب برای چه می کنی؟
هوش مصنوعی: از تیر کج کمان، یعنی آیا که از تیر ضعیف و منحرف نمیتوان به هدف درست رسید؟ چرا با آسمان عتاب و سرزنش میکنی؟
بحری که می کنی طلبش در کنار توستای موج، اضطراب برای چه می کنی؟
هوش مصنوعی: ای موج، تو که به دنبال دریا میگردی، بدان که آنچه میخواهی در کنار تو قرار دارد، پس چرا اینقدر مضطرب هستی؟
ای گوهر گرامی این بحر، چون حبابسر در سر شراب برای چه می کنی؟
هوش مصنوعی: ای یاقوت با ارزش! چرا مانند حبابی که در آب شراب شناور است، به این دریا نگاه میکنی؟
کوثر به خاکبوس نهال تو تشنه استدلهای خلق آب برای چه می کنی؟
هوش مصنوعی: دلهای مردم تشنهی رحمت و محبت تو هستند، مثل کوثری که به خاک و ریشهات نیاز دارد. چرا با کارهای خود این دلها را سیراب نمیکنی؟
دل نیست گوهری که درآرد به رشته سرسامان پیچ و تاب برای چه می کنی؟
هوش مصنوعی: دل مانند گوهری نیست که بتوان آن را با زحمت و تلاش به چیزی مرتب و منظم تبدیل کرد. پس چرا برای این کار تلاش میکنی؟
صائب جهان پوچ بود قلزم سرابلنگر درین سراب برای چه می کنی؟
هوش مصنوعی: جهان بیمعنا و بیارزش است، مانند دریایی از سراب که هیچ واقعیتی ندارد. پس چرا در این سراب برای خود لنگر میزنی و به چیزی میچسبی که وجود ندارد؟