غزل شمارهٔ ۱۶
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و درد درونی شاعر اشاره میکند. ساقی به او شراب میدهد، اما او خود را در حالتی بیپرواز و مانند پرندهای بدون بال میبیند. شاعر از ویرانی و دردهایش سخن میگوید و بیان میکند که زهد و پارسایی او را میسوزاند. او از زندگی و عشقهای قدیمی یاد میکند و به دنبال آرامشی است که با شراب ممکن است به دست آورد. در نهایت، شعر به تکرار غم و اندوه اشاره دارد که همواره در زندگی باقی میماند و شاعر را رها نمیکند.
ساقیا مِیدَن رفوقیل چاک بولموش کونلومیقیل بوایسی قان ایلن پیوند اوزلموش کونلومی
هوش مصنوعی: ای ساقی، بادهای برایم بریز که دلم پر از زخم و درد شده و به خاطر کارهایی که کردهام، به حالت بیمار و ناراحت در آمدهام.
قالمیشم یرده قاناتسیز قوش کیمی پروازدنیولاسال جام شراب ایلن بوزولموش کونلومی
بر روی زمین به سان پرندهای بیبال از پرواز واماندهام. به راه بزن و جام شراب بده به دل خرابم.
آرتوق ایلر باده صافی منیم ویرانلیغیمدرد ایلن تعمیر قیل ساقی پوزولموش کونلومی
دیگر شراب خوب مایهٔ ویرانی من است. ساقیا درد دل خرابم را دوا کن.
زهددن قان قورویوپدور باغریم ایچره لاله تکتازه قیل اسکی می ایلن بوقورولموش کونلومی
هوش مصنوعی: درختان سرسبز باغ، زینتبخش و طراوتآفریناند و وجود لالههای تازه در میان آنها، نشانی از زندگی و شادابی است. دل ما به خاطر این زیباییها شاد و سرزنده است.
لطف قیل صهبای روشن ایله ای ماهِ تمامبایرام آیی ایله گیل غمدن بوکولموش کونلومی
هوش مصنوعی: لطف و محبتت مانند شراب روشن است، ای ماه کامل. در روز عید بایرام، بیایید و شادی را با هم تقسیم کنیم، من در دل غمگینی و افسردگی را کنار گذاشتهام.
جام ورماق رسمدور ساقی، دوتولموش آی ایچونصیقل جام ایله پرداز ایت دوتولموش کونلومی
ساقیا جام دادن برای ماه گرفته رسم است. جام را صیقل بده و به دل گرفتهام بپرداز.
ایله کیم صائب، غم دوران دوتوپدور چوره میسیر گل ممکن دگول آچسون دوتولموش کونلومی
هوش مصنوعی: ای دوست، غم و اندوه زمانه مانند دو توپ به دور میچرخد و زیبایی گلها ممکن است که در دل غمگینی من باز شود.