شمارهٔ ۴۲
هوش مصنوعی: شاعر از سادگی خود دور شده و از کتابها به تجربههای تلخی رسیده است. او تمام شب به یاد معشوقش عشق میورزد و به خاطر سادگیاش، زیبایی و روشنی را با کتان صاف میکند، همچون نور ماه.
چنان ز ساده دلی ها رمیده ام ز کتابکه بوی خون به مشامم رسید ز سرخی باب!
هوش مصنوعی: به خاطر سادگی و بیخبریام از واقعیتها، از کتاب دور شدهام. هر گاه بویی از خون به مشامم میرسد، با یادِ سرخی درب، به چالشهای تلخ زندگی فکر میکنم.
تمام شب به خیال تو عشق می بازمز سادگی به کتان صاف می کنم مهتاب
هوش مصنوعی: تمام شب در خیال تو هستم و به عشق تو میخورم. از سادگیام یک کتان نرم درست میکنم تا در کنار نور ماه قرار بگیرم.