تناجی
صائب

شمارهٔ ۴۲

چنان ز ساده دلی ها رمیده ام ز کتابکه بوی خون به مشامم رسید ز سرخی باب!
تمام شب به خیال تو عشق می بازمز سادگی به کتان صاف می کنم مهتاب