تناجی
صائب

شمارهٔ ۸۳

هر که چشم رغبت از نظاره مرغوب بستبر دل آسوده راه یک جهان آشوب بست
از زلیخای هوس بگریز کاین بی آبروتهمت آلودگی بر دامن محبوب بست
گفتم از دنیا فشانم دست در پایان عمرحرص پیری از عصا دست مرا بر چوب بست