تناجی
صائب

شمارهٔ ۱۶۰

نرمی حصار عافیت جان روشن استاز موم پشت آینه بر کوه آهن است
قانع به دستبوس شدن زان جهان حسناز بحر تشنه را به قلم آب خوردن است