تناجی
صائب

شمارهٔ ۳۰۸

به لب از شوق صدره بیش جان نامه می آیدکه حرفی از دهانش بر زبان خامه می آید
نمی دانم به پایان چون برم وصف میانش راکه در هر حرف، مویی بر زبان خامه می آید