تناجی
صائب

شمارهٔ ۴۶۱

باز دارم نعل در آتش ز پیکان دگرمی کند در سینه کاوش تیر مژگان دگر
کشته آن دست و بازویم که در میدان عشقزخم را دل می دهد هر دم ز پیکان دگر