شمارهٔ ۴۶۷
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر از دل بیتاب و غمگینی سخن میگوید و به دل خود میگوید که گریه و زاری را به ابرها بسپارد. او همچنین نگران دردسرهایی است که ممکن است از صندل (نماد خوشایستی) پیش بیاید و از ناصح و دلسوز میخواهد که این نگرانیها را رها کند.
ای دل بی تاب زاری واگذارگریه با ابربهاری واگذار
هوش مصنوعی: ای دل، دیگر نگران نباش و خودت را از غم رها کن. بگذار باران اشکهایت مثل باران آسمانی بریزد و جاری شود.
کی ز صندل به شود دردسرم؟ناصحا این چوبکاری واگذار!
هوش مصنوعی: کی از چوب صندل (عطر خوشایند) میتوانم دردی را برطرف کنم؟ ای نصیحتکننده، این حرفها را به من نگو!