تناجی
صائب

شمارهٔ ۴۷۴

سرمه یعقوب را مالیده گرد دامنشدست برده است از ید بیضا بیاض گردنش
عشق در هر دل که افروزد چراغ دوستیبرق چون پروانه می گردد به گرد خرمنش