تناجی
صائب

شمارهٔ ۴۷۷

آن که از چاک دل خویش بود محرابشنشود پرده نسیان عبادت خوابش
جوش عشق از لب من مهر خموشی برداشتاین نه بحری است که در حقه کند گردابش