تناجی
صائب

شمارهٔ ۵۲۶

فرهادم و ثبات قدم هست پیشه امناخن دوانده در جگر سنگ تیشه ام
از بخت شور در نمک آبم چو مغز تلخمی روترش کند چو درآید به شیشه ام
از ناخن آب دشنه الماس برده امفرهاد را به کوه جهانده است تیشه ام