شمارهٔ ۵۷۴
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر به زیبایی و شگفتی چهره معشوق اشاره میکند که باعث حیرت او شده است. او احساس قربانی بودن میکند و از اینکه نمیتواند لبهای نازک معشوق را ببیند، به خاطر خون و غمهایی که در دل دارد، ابراز تاسف میکند. در پایان، شاعر میگوید اگر موقعیت بهتری داشت، حتماً از معشوق میپرسید که چه گفته و چه کرده است.
ازان رخسار حیرت آفرین تا پرده واکردیمرا چون دیده قربانیان بی مدعا کردی
هوش مصنوعی: وقتی که تو پرده را کنار زدی و چهرهات را نشان دادی، از حیرت بینهایت شدم و حالتی پیدا کردم مانند چشمی که بیهیچ خواستهای به قربانیان نگاه میکند.
به خون آغشته نتوان دید آن لبهای نازک راوگرنه با تو می گفتم چها گفتی، چها کردی
هوش مصنوعی: نمیتوان لبهای نازک تو را دید در حالی که به خون آغشته شدهاند، وگرنه با تو میگفتم چه چیزهایی گفتهای و چه کارهایی کردهای.