شمارهٔ ۶۳۰
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از عدم توجه و بیخبر بودن محبوبش نسبت به خود سخن میگوید. او نگران است که مبادا دل محبوب از او رنجیده باشد. او از محبوب میخواهد که حقیقت را بگوید تا بتواند برای از بین بردن این غم و اندوه تلاش کند.
نمی آیی، نمی خوانی، نمی جویی خبر از منخدا ناکرده در دل رنجشی داری مگر از من؟
هوش مصنوعی: تو نمی آیی و خبری از من نمیخوانی، آیا در دل تو کینهای نسبت به من وجود دارد؟
بگو تا گریه را دامان کوشش بر کمر بندماگر بر دل غباری داری ای روشن گهر از من
هوش مصنوعی: بگو تا برای تلاش خودم با اشک و غم دست و پنجه نرم کنم، اگر در دل تو غمی وجود دارد، ای گوهر درخشان، از من خبر بده.