بخش ۲۰ - و ۴۱ مفقود است)
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان یک تجربه عمیق معنوی و کشف حقایق الهی میپردازد. خواهر از اسرار آگاهی مییابد و در پی آن حرکتی شدید انجام میدهد. وقتی اعضای بدنش را قطع میکنند، او در باطن حقیقت نور الهی را میبیند و جان خود را فدای آن میکند، با تأکید بر اینکه انسان باید بداند که فدای جسم خاکی برای لاهوت است. او به این معنا میرسد که انسانی که باطنی پاک دارد، به نور خداوند راه پیدا میکند و از فیض او بهرهمند میشود. شاعر به بزرگی انسانها اشاره میکند و آنها را لطیف و شریف میداند و تأکید میکند که بنی آدم نباید به مثل هر کسی باشد، بلکه باید به مقام والای خود واقف باشد.
چو تسبیح از خواهر این اسرار بشنودبزد یک نعره و بر دار شد زود
هوش مصنوعی: وقتی خواهر این اسرار را میشنود، مانند تسبیح که دانههایش از هم جدا میشوند، ناگهان فریادی میزند و سریعاً خود را آماده میکند.
چو ببریدند یکسر جمله اعضاشجدا کردند از کل جمله اجزاش
هوش مصنوعی: زمانی که تمام اعضای او را از هم جدا کردند، آنها را از کل وجودش نیز جدا کردند.
چو در باطن تجلی نور حق دیدفدا کرد او سر و زین سر نگردید
هوش مصنوعی: وقتی که در باطن، نور حقیقت را مشاهده کرد، جانش را فدای آن کرد و دیگر به خود نپرداخت.
اناالحق میزد و میگفت ای دوستچو میدانم که میدانیم نیکوست
هوش مصنوعی: او میگفت: ای دوست، من حقیقت را میشناسم و چون میدانم که تو هم میدانی، خوب است که این را با هم درمیان بگذاریم.
ببینم کین تن خاکی به ناسوتفدا گردد به جان از بهر لاهوت
هوش مصنوعی: ببینم آیا این تن خاکی به خاطر روح الهی فدای جان میشود؟
اگر این را به پیشت هست مقداربیامرزش که با من کرد این کار
هوش مصنوعی: اگر این اتفاق برای تو بیفتد، باید قدر او را بدانی و برایش نیکوئیها را به یاد داشته باشی، چون آنچه با من کرد، کار درستی نبود.
مناجاتش در آن سروقت این بودچو صادق بود در دعوی چنین بود
هوش مصنوعی: دعای او در آن زمان این بود که چون در ادعای خود راستگو بوده، این گونه باشد.
تو را نیز ار بود این استطاعتکه باطن را کنی روشن به طاعت
هوش مصنوعی: اگر تو هم این توانایی را داشتی که با انجام عبادات و کارهای خوب درون خود را روشنکنی، این کار را میکردی.
درون گر پاک داری چون برونتز نور حق شود روشن درونت
هوش مصنوعی: اگر دل و درون خود را پاک نگهداری، آنگاه همچون بیرونت، درونت نیز با نور حقیقت روشن خواهد شد.
بنی آدم شوی آنکه مکرمز نور حق رسد فیضت دمادم
هوش مصنوعی: انسان باید به گونهای رفتار کند که از نور الهی بهرهمند شود و این رضایت و کرامت را همیشه در زندگیاش احساس کند.
ز فیض حق درونت جوش گیردبه زورت عشق در آغوش گیرد
هوش مصنوعی: از رحمت الهی در وجودت شور و نشاط ایجاد میشود و به قدرتی که داری، عشق در آغوش تو قرار میگیرد.
بدانی خویش را آن دم ز معشوقبر آری نعرهٔ مستی به عیوق
هوش مصنوعی: زمانی که دل عاشق به عشق معشوق برسد، شور و هیجان خاصی او را فرا میگیرد و نمیتواند احساسات خود را کنترل کند.
همی گویی انالحق همچو حلاجستانی از ملایک در شرف باج
هوش مصنوعی: تو در حال بیان حقایق بزرگی هستی، مانند حلاج که روحانیون و فرشتگان را وادار به پرداخت هزینههای معنوی و مادی میکند.
بنی آدم گروهی بس شریفندلطیفند و شریفند و ظریفند
هوش مصنوعی: انسانها گروهی بسیار باارزش و باوقار هستند، که دارای صفاتی نیکو و لطیفاند.
بنی آدم نباشد هر خسیسینباشد چون فرشته هر بلیسی
هوش مصنوعی: بنی آدم، انسانها، نباید مثل هر شخص بیارزش و خسیسی باشند. بلکه باید همچون فرشتگان، معنویت و نیکی را در وجود خود پرورش دهند.