تناجی
عمادی شهریاری

شمارهٔ ۸

چون جان را درد هجران می‌بگیرددر مجروحم از جان می‌بگیرد
ز دردش طرفه‌تر دردی ندیدمکه بر دل راه درمان می‌بگیرد
ربودم بوسه‌ای دادم دلی راهنوزم غم به تاوان می‌بگیرد