بخش ۱۰ - قصه شفقت ورزیدن موسی علیه السلام و بره گریخته را به دوش کشیدن و از گلیم شبانی به خلعت کلیمی رسیدن
هوش مصنوعی: روزی موسی در حین شبانی برهای را که از رمه دور شده بود، دنبال کرد. او بسیار تلاش کرد تا بره را بیابد و در این راه کوه و دشت را پیمود. اما در نهایت، خسته و ناتوان شد. موسی با محبت و مهربانی بره را گرفت و با اشک رحمت او را آرام کرد و از او خواست که به دنبال خود نرود، زیرا تلاش او برای نجات بره بود تا او به دست گرگها و پلنگها نیفتد.
سپس موسی بار بره را بر دوش خود گذاشت و تصمیم گرفت او را به سر منزل برساند. او در این شرایط به بارکشی اشاره کرد و گفت که در هر وضعیت، اعمال نیکو و تحمل بار دیگران باعث رسیدن به خوشی و سرور خواهد بود. در نهایت، خداوند با دیدن مهربانی و رفتار نیکوی موسی، تصمیم میگیرد که او را در جهان بزرگ کند و به مقام بلندتری برساند تا دیگران در سایه او آسایش یابند.
روزی از روزها کلیم خداکه زدی گام در حریم وفا
هوش مصنوعی: روزی از روزها حضرت کلیم (حضرت موسی) به حریم وفا وارد شد.
در شبانی به ره نهاد قدمبره ای کرد ناگه از رمه رم
هوش مصنوعی: در شبانی، یک بره به طور ناگهانی از گله جدا شد و به سمت راهی رفت.
بره هر سو دوان و او در پیکرد بسیار کوه و هامون طی
هوش مصنوعی: بره به تمام جهات میدود و او نیز به دنبال آن، مسیرهای زیادی از کوه و دشت را طی میکند.
آخرش سست شد ز سختی رگدست و پا سوده باز ماند ز تگ
هوش مصنوعی: در نهایت، به دلیل فشار و سختی، رگهای دست و پا ضعیف و سست شدند و از حالت اصلی خود خارج شدند.
موسی او را گرفت و پیش نشانداشک رحمت به روی خویش فشاند
هوش مصنوعی: موسی او را گرفت و پیش خود نشاند و اشکهای رحمت را بر روی خود ریخت.
خوی او از غضب نگشت درشتنرم نرمش کشید دست به پشت
هوش مصنوعی: او به خاطر خویش و طبع نرمش، از خشم و غضب خود کم کرد و به آرامی پشت سرش را آرام گرفت.
کین رمیدن پی چه بود آخرزین دویدن تو را چه سود آخر
هوش مصنوعی: چرا از این دویدن بیجهت فرار میکنی؟ به چه نتیجهای میرسی در این مسیر بیهدف؟
کوشش من که در قفای تو بودنیز برای خود از برای تو بود
هوش مصنوعی: تلاش من برای پیگیری تو نیز در حقیقت برای خودم بود و به خاطر تو نبود.
گر تو را با تو واگذاشتمیلطف خویش از تو بازداشتمی
هوش مصنوعی: اگر من تو را تنها میگذاشتم، این به معنای این است که لطف و محبت خود را از تو دریغ میکردم.
بهر گرگ و پلنگ خون آشامطعمه چاشت می شدی یا شام
هوش مصنوعی: برای گرگ و پلنگهای درنده، تو همواره ای باریکاندام، نان شب یا نان روزی میشدی.
آنگهش جا به گردن خود کردعزم رفتن به سوی مقصد کرد
هوش مصنوعی: سپس او تصمیم گرفت که گردن خود را بلند کند و به سمت هدفش حرکت کند.
چون ندیدش ز رنج قوت تنبار او را گرفت بر گردن
هوش مصنوعی: وقتی او را ندید، بار سنگین رنج و سختی از وجود او بر دوش او سنگینی میکند.
نیست در وقت ناخوشی و خوشیهیچ کاری فزون ز بارکشی
هوش مصنوعی: در زمانهای دشوار و خوش، هیچ کاری بالاتر از تحمل و باربرداری نیست.
بارکش باش تا به روز شماردر سرای سرور یابی بار
هوش مصنوعی: اگر بار سنگینی را به دوش بگیری و تلاش کنی، در نهایت به پاداش و شادیهای بزرگ دست خواهی یافت.
حق تعالی چو در شبانی اودید آیین مهربانی او
هوش مصنوعی: خداوند وقتی رفتار و روش محبتآمیز او را در شبانی مشاهده کرد، به او حق و مقام بخشید.
گفت با قدسیان کروبیآن که خلقش بود بدین خوبی
هوش مصنوعی: او به فرشتگان نزدیک گفت: آن کسی که خلق و خویش این چنین زیباست.
شاید ار قدر او بلند شوددر جهان شاه ارجمند شود
هوش مصنوعی: شاید اگر ارزش او در جهان افزایش یابد، به مقام سلطنت و بزرگی دست یابد.
بر سر خلق سروریش دهندره به کوی پیمبریش دهند
هوش مصنوعی: به مردم شادی و خوشحالی میبخشند و راهی به سوی محله همراهان او نشان میدهند.
همه در سایه اش بیاسایندسایه وش سر به پای او سایند
هوش مصنوعی: همه در آرامش و امنیت زیر سایه او زندگی میکنند و به او احترام میگذارند.