بخش ۷۱ - در بیان آنکه انصاف به عیب خود پرداختن است و نظر به عیب دیگران نه انداختن
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نقد واعظانی میپردازد که به عیوب دیگران اشاره میکنند در حالی که خود عیوبی دارند. او میگوید که اگر واعظی واقعا بخواهد پند بدهد، باید ابتدا به اصلاح خود بپردازد. شاعر بر این نکته تأکید میکند که سن و سال فرد باعث میشود که عیوب او بیشتر نمایان شود و شخص نمیتواند از این واقعیت فرار کند. همچنین به انتقاد از شعری میپردازد که خالی از معنا و در واقع بیپایه است، و تأکید میکند که شعر باید به اصول و مبانی شرع متصل باشد، وگرنه بیفایده است. در نهایت، وی به ارزش واقعی شعر و هنر پرداخت و یادآوری میکند که درستی و صداقت باید در هر کار هنری، از جمله شعر، مورد توجه قرار گیرد.
جامی این وعظ و تلخگویی چندخرده گیری و عیبجویی چند
هوش مصنوعی: چرا این همه نصیحت و تلخی را انباشتهاید؟ چرا مدام به دنبال عیبجویی و ایراد گرفتن از دیگران هستید؟
شیوه واعظ آن بود که نخستفعل خود را کند به قول درست
هوش مصنوعی: روش واعظ این بود که ابتدا عمل خود را با گفتار درست هماهنگ کند.
چون شود کار او موافق گفتگر دهد پند غیر نیست شگفت
هوش مصنوعی: زمانی که کار او به خواسته و میلش سازگار شود، اگر دیگران نصیحتی کنند، جای تعجب نیست.
پای تا فرق جمله عیبی و عارچه کنی عیب عمرو و زید شمار
هوش مصنوعی: این شعر به این مفهوم اشاره دارد که وقتی خود انسان دچار نقص و عیب است، چرا باید به عیبهای دیگران بپردازد و آنها را شمارش کند؟ به عبارتی، بهتر است به جای عیبجویی از دیگران، روی خودمان تمرکز کنیم و عیوب خود را اصلاح کنیم.
زشت باشد که عیب خود پوشیواندر افشای دیگران کوشی
هوش مصنوعی: زشت است که عیبهای خود را پنهان کنی و به عیبجویی از دیگران بپردازی.
کل به موی دروغ پوشد سرکه بود موی من چو سنبل تر
هوش مصنوعی: هر کس سعی میکند تا خود را به زیباییهای ظاهری بیآراید و از صفات خوشایند استفاده کند، اما من، موهایم را چون سنبل نرم و زیبا نمیبینم.
زند آنگه ز بس تبه گوییطعنه بر شاهدان به کم مویی
هوش مصنوعی: زند به خاطر این که زیاد بیجهت حرف میزنی، به کسانی که ظاهراً کممو هستند، طعنه میزنی.
شب عمرت به وقت صبح رسیدصبح شیب از شب شباب دمید
هوش مصنوعی: شب عمرت به پایان رسید و صبحی جدید آغاز شده است که شکوفایی و جوانی از آن سر بر آورده است.
شیب کافورسای چون گردیبر سرت بیخت گرد دم سردی
هوش مصنوعی: وقتی که کمی به سمت پایین میروید، بر سطح پوست شما گرد و غبار سردی نشسته است.
سردی آمد طبیعت کافورچه کنی این طبیعت از وی دور
هوش مصنوعی: وقتی سردی به طبیعت میآید، چه میتوانی بکنی؟ این طبیعت از او دور است.
چرخ گردان جز این نمی داندکاسیا بر سر تو گرداند
هوش مصنوعی: زمانه جز این نمیداند که دنیا با سرنوشتت چه میکند.
کس چو تو در سرای بیم و امیدریش در آسیا نکرد سفید
هوش مصنوعی: هیچکس مانند تو در این خانهی پر از ترس و امید، ریش را در آسیاب سپید نکرده است.
منشین بیش ازین به زیر غبارخیز و غسلی در آب دیده برآر
هوش مصنوعی: دیگر در زیر غبار نمان، برخیز و با نگاهی پاک و تازه به دنیا نگاه کن.
به طبیبان میار روی و مجویدارویی کان سیاه سازد موی
هوش مصنوعی: به پزشکان مراجعه نکن و به دنبال دارویی نگرد که موی تو را به رنگ سیاه درآورد.
هست بهر بیاض موی علاجپنبه برداشتن ز ریش حلاج
هوش مصنوعی: برای درمان سفیدی مو، باید از ریش حلاج پنبه برداشت.
هست عیبی به هر سر مو شیباینک یک پیری و هزاران عیب
هوش مصنوعی: هر مویی در سر قاعدتاً عیبی دارد، اینک یک پیر وجود دارد که هزاران عیب دیگر نیز با خود دارد.
سالها گر تو در هنر کوشیاین همه عیب را چه سان پوشی
هوش مصنوعی: اگر سالها در تلاش برای یادگیری و پیشرفت در هنر باشی، چطور میتوانی این همه نقص و عیب را پنهان کنی؟
گشت موی سرت سفید چو شیرشد زمانه تو را بشیر و نذیر
هوش مصنوعی: زمانی که موی سرت سفید شد، مانند پلنگی پیر، وقت آن است که این دنیا برایت خبر خوش و هم خبرهای ناگوار را بیاورد.
یا ز طفلی هنوز دیدت بهرشیرت از سر گرفت مادر دهر
هوش مصنوعی: یا از زمانی که هنوز کودک بودی، به خاطر شیر تو، مادر زمانه به خاطر تو را از سر گرفت.
موی در سر سفیدی افکندتسر مویی نمی شود پندت
هوش مصنوعی: موهای سفیدی که بر سر تو افتاده، نشانهی سن و تجربهات است و بر این اساس، نمیتوانی از جوانی و بیتجربگی کسی پند بگیری.
می کنی از بیاض شعر اعراضروز و شب شعر می بری به بیاض
هوش مصنوعی: تو از سپید بودن شعر چشمپوشی میکنی و در طول روز و شب به خلوص و خالی بودن شعر میافزایی.
گاه می خواهی از مداد امدادمی کنی شعر را چو شعر سواد
هوش مصنوعی: گاهی اوقات میخواهی با کمک مداد، به شعر جان ببخشی، مانند اینکه شعر را با دانش خود زنده کنی.
چون زمانه سواد شعر ربودخود بگو از سواد شعر چه سود
هوش مصنوعی: زمانی که دنیا قدرت و زیبایی شعر را از بین برد، خودت بگو از زیبایی شعر چه فایدهای دارد.
شهر لهو است بگسل از وی خولیت شعری الی متی تلهو
هوش مصنوعی: شهر پر از سرگرمی و خوشگذرانی است، پس این عادت را کنار بگذار و تا کی میخواهی به این شیوه ادامه دهی؟
چه زنی در ردیف و قافیه چنگکار بر خود کنی چو قافیه تنگ
هوش مصنوعی: در این بیت به این موضوع اشاره شده که اگر بخواهی شاعری کنی و به دنبال واژهها و قافیههای زیبا باشی، باید تلاش کنی تا ردیف و قافیهات مناسب و هماهنگ باشد. اگر قافیهها مناسب نباشند و تنگ و سخت شوند، کار سختتر خواهد شد و باید بیشتر کوشش کنی. به نوعی این یک نکتهی هنری دربارهی شعر و شاعری است.
هست نظمی لطیف عمر شریفکش مرض قافیه ست و مرگ ردیف
هوش مصنوعی: عمر انسان یک نظم زیبا و لطیف است، که بیماری همواره بر قافیه آن تأثیر میگذارد و مرگ در کنار آن مینشیند.
دل گرو کرده ای به نظم سخنفکر کار ردیف و قافیه کن
هوش مصنوعی: دل خود را به زیبایی کلمات سپردهای، پس به نظم و ترتیب آنها بیندیش و به مسأله ردیف و قافیه توجه کن.
شعر بادیست کش کنند ابداعاز مفاعیل و فاعلات زراع
هوش مصنوعی: شعر مانند بادی است که خلاقیت را به وجود میآورد و هر دو نوع وزن شعری، مفاعیل و فاعلات، را به کار میبرد.
می کنی ز ابلهی و خودراییصبح تا شام باد پیمایی
هوش مصنوعی: تو با جسارت و نادانی خود، از صبح تا شب در حال سرگردانی و پروازی بیهدف هستی.
کاملان چون در سخن سفتنداعذب الشعر اکذبه گفتند
هوش مصنوعی: کسانی که در گفتار خود محکم و قوی هستند، میگویند بهترین شعر دروغین است.
آنچه باشد جمال آن ز دروغپیش اهل بصیرتش چه فروغ
هوش مصنوعی: آنچه که زیبایی آن دروغ است، در نظر کسانی که بصیرت دارند، چه نوری دارد.
وادی شعر کی شود ذی زرعگر نه آبش دهی ز منبع شرع
هوش مصنوعی: اگر آب و nourishment از اصول و قوانین درست (شرع) به شعر ندهی، این وادی (منطقه) شعر هرگز زراعت و برکتی نخواهد داشت.
شعر مر شرع را چو فرع شودچون نهد پا بلند شرع شود
هوش مصنوعی: وقتی شعر به اصول دین مبدل شود، به همان اندازه که بیان و فکر از آن جدا میشود، اصالت خود را ممکن است از دست بدهد.
ور ندارد ز عین شرع اثرشعر نامش مکن که باشد شر
هوش مصنوعی: اگر شعر هیچ نشانهای از حقیقت دین نداشته باشد، آن را شعر نخوان و بدان که نامش بد است.