بخش ۱۶۵ - قصه خلاص کردن مجنون آهو را از دست صیاد به سبب مشابه بودن وی لیلی را
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به داستان صید و آهو اشاره دارد. صیادی آهو را در دشت به دام میندازد و آن را به نواحی خود میبرد. آهو که در دام گرفتار شده، دلش به حال خود میسوزد و امید دارد که آزاد شود. مجنون، که دلبستهی آهوست، از دور او را میبیند و به خاطر مرغوبیت و زیباییاش دلش میسوزد. او به صیاد مینالد و از او میخواهد که به آهو آسیب نرساند و به جای آن او را آزاد کند. مجنون به صیاد میگوید که آهو به زیبایی لیلی است و باید به او محبت کند. سرانجام، صیاد تحت تاثیر احساسات مجنون، آهو را آزاد میکند و او را تشویق میکند که در زندگیاش به یاد لیلی باشد و از نعمتها بهرهمند شود. شعر به زیبایی عشق و عاطفه و اهمیت آزادی و خوشبختی میپردازد.
صید جویی به دشت دام نهادآهوی وحشیش به دام افتاد
هوش مصنوعی: در دشت، شکارچی تلهای گذاشت و آهو به دام افتاد.
بست پایش چو بود در دل ویکش برد زنده تا نواحی حی
هوش مصنوعی: وقتی که او پایش را در دل محبوب قرار میدهد، عشق او را به سوی مناطق زندگی و حیات میکشد.
نا نهاده ز دشت پا بیرونشد دوچار وی از قضا مجنون
هوش مصنوعی: از دشت بیرون آمد و به ناگاه دچار جنون شد.
دید آن پای بسته آهو راخاست از جان خسته آه او را
هوش مصنوعی: دیدن پای بسته آهو باعث شد که از دل خستهام آهی بلند بکشم.
پیش آن صید پیشه باز دویدناله و آه جانگداز کشید
هوش مصنوعی: در برابر آن شکارچی، پرندهای به شدت ناله کرد و آهی جانسوز از دل کشید.
کاخر این صید را چه آزاریدست و پا بسته اش چرا داری
هوش مصنوعی: چرا به کسی که دست و پا بسته است، آسیب میزنی؟ این کار به دنبال چه هدفی است؟
او به صورت مشابه لیلی ستگر به لیلی ببخشی اش اولی ست
هوش مصنوعی: او به زیبایی لیلی میماند و اگر بخواهی او را به لیلی تشبیه کنی، از نظر زیبایی او شایستهتر است.
نرگسش را نداده سرمه جلیور نه بودی به عینه لیلی
هوش مصنوعی: اگر نرگس او را سرمهدار نمیکرد، قطعاً زیباییاش را به وضوح میدیدی و او را مانند لیلی میشناختی.
گردنش را نسوده عقد گهرور نه با لیلی آمدی همسر
هوش مصنوعی: اگر گردنش را از زینت و زیبایی جواهرات خالی نکرده باشد، پس تو هم به مانند لیلی میتوانستی همسر او شوی.
خواند از شوق یار فرزانهصد از اینان فسون و افسانه
هوش مصنوعی: از شوق دوست فرزانه، او صد داستان و افسانه را میخواند.
رام شد صید پیشه ز افسونشداد رشته به دست مجنونش
هوش مصنوعی: صید شکارچی به وسیله جادوگریاش رام شده و رشتهها را به دست دیوانهاش سپرده است.
دست خود طوق گردن او ساختبه زبان تفقدش بنواخت
هوش مصنوعی: دست خود به گردن او چیزی شبیه طوقی ساخت و با کلمات محبتآمیزش او را نوازش کرد.
بوسه بر چشم و گردن او دادرشته از دست و پای او بگشاد
هوش مصنوعی: به او بوسهای بر چشم و گردن زدم و این کار موجب شد که او احساس آزادی و رهایی کند.
گفت رو رو فدای لیلی باشهمچو من در دعای لیلی باش
هوش مصنوعی: بگو که برای لیلی جان خود را فدای او کن و همچون من همیشه در آرزوی او باش.
لاله می چر به جای خار و گیاهوز خدا سر خروییش می خواه
هوش مصنوعی: لاله به جای خار و گیاه میچرخد، و از خدا میخواهد که سرنوشت خوشی برایش رقم بزند.
سبزه می خور به گرد چشمه و جویبهر سر سبزیش دعا می گوی
هوش مصنوعی: سبزه را در کنار چشمه و جوی آب بچین و برای سرسبزی آن دعا کن.
تا ز لیلی تو را بود بوییکم مباد از وجود تو مویی
هوش مصنوعی: هرگاه بویی از لیلی در تو باشد، هرگز نباید از وجود تو چیزی کم باشد.
گه چرا کرده در زمین حرمگه غذا خورده از ریاض ارم
هوش مصنوعی: گاهی به زمین حرم مینگرد، و گاهی از باغهای بهشت تغذیه میکند.
شاد زی از عنایت مولیدر حمای حمایت لیلی
هوش مصنوعی: از لطف و محبت مولی شاد زندگی کن، زیرا او حامی و پشتیبان لیلی است.