بخش ۱۷۵ - در بیان آنکه شرط صحبت آنست که همه اصحاب در معرض آن باشند که چون در یکدیگر عیبی بینند به قول یا فعل دفع آن بکنند
هوش مصنوعی: این متن شاعری است که به روابط دوستی و محبت میپردازد و بر اهمیت درستی و صداقت در این روابط تأکید میکند. شاعر میگوید که انسان باید به دنبال دوست باشد و وقتی یاری پیدا کرد، باید با مهربانی و لطف با او رفتار کند. همچنین، اشاره میشود که غم و غصهها باید از دل کنار برود و انسان باید با قهر و خشم از دوستش دوری کند.
شاعر به مثالهایی از چالشها و امتحاناتی که دوستی با آنها روبرو میشود اشاره میکند و میگوید که دوستی واقعی در برابر مشکلات و آزمایشها پایدار میماند. همچنین، او نسبت به خطرات نفاق و فریب در دوستی هشدار داده و بر لزوم صداقت و شفافیت در روابط تأکید میکند. در نهایت، بر این نکته تأکید میشود که دوستی واقعی از دل ایجاد میشود و با صداقت و مهربانی پایدار میماند.
مرد باید که یار جوی بودیار چون یافت یار شوی بود
هوش مصنوعی: مرد باید در پی دوست باشد و وقتی که دوست را پیدا کرد، باید خود نیز به دوستی و همراهی با او بپردازد.
شوید از آب لطف و ابر کرماز ضمیرش غبار غصه و غم
هوش مصنوعی: از دل او غبار اندوه و ناراحتی زدوده میشود، مثل وقتی که با آب رحمت و ابری پر از لطف پاک شوند.
گر نشیند به دامنش گردیباشد آن گرد بر دلش دردی
هوش مصنوعی: اگر گرد و غباری به دامن او بنشیند، این گرد و غبار بر دل او درد خواهد آورد.
تا ز دامانش آن بیفشاندپا به دامن کشید نتواند
هوش مصنوعی: اگر او از دامان خود چیزی بریزد، دیگر نتوانی پا به دامن او بگذاری.
یار چشم است اگر ز شهوت و خشممویی افتاده بینی اندر چشم
هوش مصنوعی: اگر یار تو نگاهی به تو بیندازد و در آن نگاه نشانهای از دلخواهی یا خشم ببیند، آنگاه تو میتوانی متوجه شوی که چه احساسی در دل او وجود دارد.
زود آن موی را ز چشم بچینموی در وی ز جهل سهل مبین
هوش مصنوعی: نگذار که موی او در دیدگان تو بماند و زود آن را بگذار کنار، زیرا زیبایی او را نباید به سادگی از جهل فراموش کرد.
زانکه در دیده موی ناهنجارمایه مویه گردد آخر کار
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه موی ناهنجار در چشم، در نهایت باعث زاری و افسوس میشود.
خاربست مژه به گرد بصربر خس و خار بسته راه گذر
هوش مصنوعی: مژههای پر از خار به دور چشم، مانند یک حصار عمل کرده و راه دید را بستهاند، همانند علفهای هرز و خاروخسکی که مسیر را مسدود کردهاند.
کز برون رنج آفتی ناگاهبه سواد بصر نیابد راه
هوش مصنوعی: از بیرون درد و سختی به آدمی هجوم میآورد و ناگهان نمیتواند به روشنی ببیند و راه خود را پیدا کند.
یار چون چشم شد تو مژگان باشگرد او شو به پا چو مژگان فاش
هوش مصنوعی: اگر محبوب تو چشمانش را بر تو بیفکند، تو نیز باید به مانند مژگان او دور او در بگردی و به آرامی و زیبایی در کنار او حضور داشته باشی.
دفع کن هر اذا که از هر سویسوی آن چشم روشن آرد روی
هوش مصنوعی: هر گونه بدی و ناپسندی را دور کن که چشم روشن و دلشاد تو را به سمت خود جذب میکند.
لحظه لحظه ز خست و دونیمخراشش چو موی افزونی
هوش مصنوعی: هر لحظه به خاطر خستگی و ذلت خود، موهایم را نکن، چرا که تنها باعث افزایش ضعف و رنج من میشود.
موی افزونی آفت دیده ستدیده زو هر دم آفتی دیده ست
هوش مصنوعی: موهای زیاد مشکلساز شده و هر لحظه چشمم به یک آفت مبتلاست.
گر گذاریش دیده کور کندور کنی درد و رنج زور کند
هوش مصنوعی: اگر با او برخورد کنی، بینایت را از دست میدهی، و اگر او را ترک کنی، احساس درد و رنج خواهی کرد.
بلکه صد پی به کندنش چارهگر کنی بر دمد دگر باره
هوش مصنوعی: به جای اینکه فقط به فکر راه حلی برای تغییر اوضاع باشی، باید تلاش کنی تا به طور اساسی و مؤثر تغییرات لازم را انجام دهی و دوباره شروع کنی.
نه به کندن توانی از وی رستنه بر آزار او صبور نشست
هوش مصنوعی: نه میتوانی از او جدا شوی و نه میتوانی به آزار او صبر کنی.
خودپسندان ناپسندیدهموی افزونی اند در دیده
هوش مصنوعی: افرادی که به خودشان بسیار میبالند، در واقع به چشم دیگران خوشایند نیستند.
دیده از دیدشان نگه می دارور نبینی ز دیدشان آزار
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی ناراحت شوی و آزار ببینی، نگاهی به آنها نکن و از دیدنشان خودداری کن.
ز آتش کیدشان بکش دامنپیش ازان دم که سوزدت خرمن
هوش مصنوعی: از آتش حسادت و کینهی آنها دوری کن و دامن خودت را حفظ کن، پیش از این که در لحظهای سوزانت کند و زندگیات را به خطر بیندازد.
آتش کید بر فروخته اندخرمن بس کسان که سوخته اند
هوش مصنوعی: آتش را به خوراکی دادند و به همین خاطر، کسانی که در این آتش سوختهاند، به درد و رنج کشیدهاند.
اول اظهار اعتقاد کننددم تسلیم و انقیاد زنند
هوش مصنوعی: در ابتدا، اعتقاد خود را بیان کرده و خود را تسلیم و مطیع میکنند.
هر کجا پا نهی به راه و گذربه ارادت نهند آنجا سر
هوش مصنوعی: هر جا که قدم بگذاری و مسیر را با خواست و ارادهات انتخاب کنی، همانجا به تو احترام خواهند گذاشت و رأس میهری.
ور به آزارشان بر آری دستگردن خود کنند پیش تو پست
هوش مصنوعی: اگر به آنها آزاری برسانی، آنها به تو در برابر تو خود را پایین میآورند و خوار میکنند.
گر زنی سنگ گوهرش خوانندبر سر خود چو تاج بنشانند
هوش مصنوعی: اگر سنگی را جواهر بخوانند و بر سرت به عنوان تاج قرار دهند، به ارزش و مقام تو افزوده میشود.
کانچه آید ازان کف و پنجهحاش لله که کس شود رنجه
هوش مصنوعی: هر چیزی که از دست و کوشش او را ببینید، باید به خاطر خدا از آن قدردانی کنید که هیچ کس دیگری را به زحمت نمیاندازد.
محنت تو کلید راحت ماستذلت تو مزید دولت ماست
هوش مصنوعی: رنج تو باعث راحتی ماست و سرافکندگی تو به ما کمک میکند تا به موفقیت برسیم.
لله و فی الله است یاری مابه غرض نیست دوستداری ما
هوش مصنوعی: کمک و یاری ما خالصانه برای خداوند است و هیچ هدف و انگیزهای جز محبت و دوستی نداریم.
رنج محنت ز دوستان خدایهست راحت فزای و رنج زدای
هوش مصنوعی: دوستان خدا به ما درد و رنج میدهند که در حقیقت، این رنجها باعث راحتی و آرامش ما میشوند و از دیگر رنجها دور میسازند.
داغشان باغ و رنجشان گنج استگنجشان از کرم گهر سنج است
هوش مصنوعی: درد و رنج آنها باعث میشود که زندگیشان شاداب و سرسبز باشد و از تجربیات سختشان، گنجی ارزشمند به دست میآورند که ارزش آن مانند جواهرات است.
ما ز آزارشان نیازاریمقهر ایشان به لطف برداریم
هوش مصنوعی: ما از آزار و اذیت دیگران رنجیدهخاطر نیستیم و به جای قهر کردن با آنها، محبت و خوبی را انتخاب میکنیم.
قهرشان بهر امتحان باشدامتحان فضل و امتنان باشد
هوش مصنوعی: خشم و غضب آنها تنها برای آزمایش است و این آزمایش نشانهای از بزرگواری و لطف آنان به شمار میرود.
در زر خالص آن که دارد شکزند از بهر امتحانش محک
هوش مصنوعی: در طلا و زر خالص، کسی که آن را دارد، به خاطر آزمایش و سنجش کیفیتش شک میکند.
بر محک چون بود تمام عیارخرد آن را به قیمت بسیار
هوش مصنوعی: اگر عقل و خرد کامل و با ارزش باشد، باید آن را با قیمت بالایی سنجید و ارزشگذاری کرد.
بی محک ها درین سرای مجازسره از قلب کی شود ممتاز
هوش مصنوعی: در این مکان دنیای فانی، چگونه میتوان از دل به اصل و حقیقت دست یافت و چیزهای ارزشمند را از بیارزشها تمیز داد؟
از مریدان کنند افسانهکه فلان مرد بود و مردانه
هوش مصنوعی: مریدان داستانهایی را درباره افرادی تعریف میکنند که به خاطر شجاعت و مردانگیشان شناخته شدهاند.
صبر بر امتحان شیخ نموددر دولت به روی خود بگشود
هوش مصنوعی: صبری که شیخ در برابر آزمایشها از خود نشان داد، در نهایت به او شکوفایی و موفقیت بخشید.
زین مقوله هزار کذب و گزافبا تو گویند و تو ز خاطر صاف
هوش مصنوعی: در این موضوع، هزاران دروغ و بیاساس به تو میگویند، اما تو باید به یاد داشته باشی که باید ذهن خود را پاک و روشن نگهداری.
همه را راستگوی پنداریکذبهاشان به صدق برداری
هوش مصنوعی: به نظرت کسی که همیشه راست میگوید، در واقع ممکن است دروغ بگوید و تو باید به سخنانش با دقت بیشتری نگاه کنی.
بنشینی و ریش پهن کنیبگشایی زبان به خوش سخنی
هوش مصنوعی: نشستن و با آرامش صحبت کردن و صحبتهای شیرین و دلنشین را آغاز کردن.
همه را رازدار خود سازیراز دل با همه بپردازی
هوش مصنوعی: هر کس را به خود نزدیک کنی و اسرار دلت را با همه در میان بگذاری.
با همه خواه خواجه خواه فقیرکنی آمیزشی چو شکر و شیر
هوش مصنوعی: با همگان، چه ثروتمند و چه بیچیز، به شیوهای نرم و دلپذیر رفتار کن، مانند آمیزش شکر و شیر.
چون برآید بر این نسق یک چندشود از هر طرف قوی پیوند
هوش مصنوعی: وقتی که چیزی به صورتی خاص و مشخص شکل میگیرد، بعد از مدتی از هر سو ارتباطها و پیوندهای قویتری پدید میآید.
لیک از آزمون گوناگونآید از پرده حیله ها بیرون
هوش مصنوعی: اما از امتحانهای متفاوت، ترفندها و نیرنگها نمایان میشود.
آن غرض ها که بودشان در سرگردد از قول و فعلشان ظاهر
هوش مصنوعی: هر خواسته و هدفی که در ذهن افراد وجود دارد، از سخنان و رفتارهایشان نمایان میشود.
شود احوال ظاهر ایشانیوم تبلی السرائر ایشان
هوش مصنوعی: در روزی که اسرار درونشان برملا میشود، حالت ظاهری آنها تغییر خواهد کرد.
خبث سیرت ز صورت و سیمابر تو گردد یگان یگان پیدا
هوش مصنوعی: اگر انسان از درون خویش ناپاک باشد، خباثت او از ظاهر و چهرهاش به وضوح نمایان میشود.
چون غرض ها شود تو را روشندوستان را شوی به جان دشمن
هوش مصنوعی: وقتی اهداف و مقصودهای تو مشخص و واضح شود، دوستانت را با تمام وجودت حفظ میکنی و برای دشمنت آماده میشوی.
غرض آنجا که بار بگشایددوستی را مجال تنگ آید
هوش مصنوعی: در جایی که دوستی و محبت به اوج میرسد، معمولاً فضا برای ادامهی آن تنگ و دشوار میشود.
رخت بندد ز دل وفا و وفاقخانه گیرد به سینه بغض و نفاق
هوش مصنوعی: وفا و همدلی از دل رخت برمیبندند و جای خود را به بغض و نفاق میدهند. این نشاندهندهی از بین رفتن احساسات خوب و جایگزینی حس منفی در دل انسان است.
لیک بهر حقوق پیشینهداری آن را نهفته در سینه
هوش مصنوعی: اما برای حقوقی که پیشینه دارند، آنها را در دل پنهان نگهداشتهای.
شرمت آید که از پس یاریلب گشایی به بغض و کین داری
هوش مصنوعی: خجالت بکش که بعد از کمک کردن به دوستت، همچنان با غصه و کینه صحبت میکنی.
دل تو از نفاق گیرد همکز نفاقت رسد هزار الم
هوش مصنوعی: دل تو به خاطر نفاقی که در خود داری، رنج میکشد؛ زیرا نفاق تو میتواند به هزار درد و مشکل برایت منجر شود.
دمبدم حیله ای برانگیزیکه از ایشان به حیله بگریزی
هوش مصنوعی: هر بار که دسیسهای ایجاد میکنی، به طوری که بتوانی از آنها فرار کنی.
صد دغا و دغل به پیش آرندحیله های تو باد انگارند
هوش مصنوعی: صدها حقه و فریب بر سر راه تو قرار میدهند، گویی که تو باد هستی و به راحتی تغییر میکنی.
هر طرف صد وسیله انگیزندتا دگر باره با تو آمیزند
هوش مصنوعی: در هر سو تلاشهایی انجام میشود تا دوباره با تو نزدیک شوند و ارتباط برقرار کنند.
بگذری تو ازان جفا کیشانوین عجب کز تو نگذرند ایشان
هوش مصنوعی: اگر تو از ظلم و ستم آنها بگذری، عجب است که آنها از تو نخواهند گذشت.
هیچ از ایشان رهید نتوانیچون شناور به خرس درمانی
هوش مصنوعی: هیچ راه فراری از دست آنها نداری، مثل کسی که به دریا رفته و نتواند به ساحل برگردد.