بخش ۳۲ - حکایت بر سبیل تمثیل
هوش مصنوعی: داستان درباره خواجهای است که یک من گوشت به همسرش میدهد تا برای او بپزد. زن گوشت را کباب کرده و میخورد. اما زمانی که خواجه میخواهد عذر بیاورد، متوجه میشود که گربهای گوشت را دزدیده است. خواجه با افسوس به زن میگوید که نمیتواند بفهمد چطور ممکن است دو من گوشت وجود داشته باشد، در حالی که یکی از آنها دزدیده شده است. او در تلاش است تا این معما را حل کند و به نتیجه برسد که اگر این گربه تنها یک من گوشت بوده، پس گوشت کجاست و چرا شکل گربه را به خود گرفته است.
یک منک گوشت داد خواجه به زنکش بپز زود بهر طعمه من
هوش مصنوعی: خواجه یک من گوشت به زن داد و گفت زود آن را بپز تا طعمه من آماده شود.
گوشت را زن کباب کرد و بخوردخواجه چون گشت خواست عذر آورد
هوش مصنوعی: زن گوشت را کباب کرد و خواجه آن را خورد، اما وقتی خواجه خواست عذر و بهانهای بیاورد، دیگر نتوانست.
که هنوز آن ز دیگ بیرون بودکه کمین کرد گربه و بربود
هوش مصنوعی: هنوز غذا از دیگ بیرون نیامده بود که گربه کمین کرد و آن را از آن خود کرد.
خواجه سنجید گربه را فی الحالنامد افزون ز گوشت یک مثقال
هوش مصنوعی: خواجه به این نتیجه رسید که در حال حاضر، ارزش گربه بیشتر از یک مثقال گوشت نیست.
زد به صد غصه دست بر زانوکرد با زن عتاب کای بانو
هوش مصنوعی: او با وجود تمام غصههایی که داشت، دست بر زانو گذاشت و به همسرش با ناراحتی گفت: "ای بانو!"
گربه بی شک چو گوشت یک من بودگوشت یک من دگر بر آن افزود
هوش مصنوعی: گربه اگر یک من گوشت داشته باشد، بدون تردید میتواند همان یک من را دوباره به آن بیفزاید و مقدارش را بیشتر کند.
نیست این نکته پیش من روشنکه تواند شدن دو من یک من
هوش مصنوعی: این نکته برای من روشن نیست که چگونه میتواند دو وجود به یک وجود تبدیل شود.
اگر این گربه است گوشت کجاستوگر این گوشت شکل گربه چراست
هوش مصنوعی: اگر این چیزهایی که میبینیم گربه است، پس گوشتش کجاست؟ و اگر این تکههای گوشتی که داریم به شکل گربه است، دلیلش چیست؟