بخش ۳۸ - نصیحتی منجی از فضیحت و ملامت مفضی به سلامت
هوش مصنوعی: این شعر به آدمی یادآوری میکند که او از جنس انسان است و نباید در راه ظلم و بیعدالتی قدم بگذارد. شاعر از او میخواهد که به تواناییهای خود و مقام انسانیاش توجه کند و به جای رویکردهای ناپسند، به مکارم اخلاقی و صفات بلند انسانی بپردازد. در نهایت، هشدار میدهد که اگر به ظلم ادامه دهد، با سرنوشت مشابه دیگر ظالمان مواجه خواهد شد.
بشنو ای خواجه این حکایت رابنگر این دانش و درایت را
هوش مصنوعی: ای آقا، به این داستان گوش کن و به این علم و آگاهی دقت کن.
تو هم آخر ز جنس آدمییبا ملک در مقام محرمیی
هوش مصنوعی: تو نیز در نهایت از جنس انسان هستی و در جایگاه نزدیک به ملائکه قرار داری.
گر قلم می زنی بدینسان زنگوهر مکرمت ازین کان کن
هوش مصنوعی: اگر با قلم اینگونه مینویسی، پس باید درخشش و ارزشهای والای خود را از این معدن بیرون بیاوری.
ور نه بفکن قلم که از مشتتباد با او فکنده انگشتت
هوش مصنوعی: اگر قلم را نگذاری، دستت چیزهایی را از آن دور کرده که با انگشتانت به آن اشاره کردهای.
روی نرم و دل درشت که چهبا درفش زمانه مشت که چه
هوش مصنوعی: ظاهری نرم و لطیف ولی درونش سخت و خشن است؛ همانند اینکه با ضربات تند و خشن زمانه، محکم و نیرومند میشود.
چند بر جاه و مال لرزیدنچند وزر و وبال ورزیدن
هوش مصنوعی: چند بار باید به خاطر مقام و ثروت نگرانی و اضطراب داشت؟ چند بار باید بار سنگین مسئولیتها را بر دوش کشید؟
قصه ظالمان که بشنیدیکیفر ظلم ها که خود دیدی
هوش مصنوعی: وقتی داستان ستمگران را شنیدی، عذاب و مجازات ظلمهایی که خود از نزدیک مشاهده کردهای نیز فراموش نکن.
هیچ ازان اعتبار نگرفتیترک این کار و بار نگرفتی
هوش مصنوعی: تو هیچ اعتباری از این کارها کسب نکردهای، پس از این شغل و فعالیتها دست بردار.
پیش ازان دم که همچو سگ میریدر ره ظلم تیز تگ میری
هوش مصنوعی: قبل از آنکه مثل سگی در راه ظلم و ستم بیفتی و تند و تیز حرکت کنی، کمی فکر کن و احتیاط کن.
آدمی گرد و از سگی باز آیبا صفات فرشته دمساز آی
هوش مصنوعی: انسان باید از رفتارهای ناپسند خود دست بردارد و به ویژگیهای نیکو و اخلاقی شبیه فرشتگان نزدیک شود.
ور نه ترسم که عالم گذرانبا تو هم آن کند که با دگران
هوش مصنوعی: اگر چنین نشود، میترسم که دنیا با تو هم همان کاری کند که با دیگران کرده است.