بخش ۴۸ - نصیحت کردن پادشان سلامان را
هوش مصنوعی: در این شعر، شاه از معشوق خود با محبت و نگرانی صحبت میکند. او به او میگوید که روشنایی زندگیاش به خاطر اوست و تمام امیدهایش به او بستگی دارد. شاه سالها در انتظار محبوب مانده و حالا که او را یافته، دیگر نمیخواهد او ازش دور شود. او از معشوق میخواهد که به مقام و قدرت خود نبالد و به اعمال نابخردانه نپردازد. شاه هشدار میدهد که بازی با محبت و عزت به خوبی نخواهد بود و اگر معشوق به اشتباهاتش ادامه دهد، او از غم به زانو درخواهد آمد. شاه همچنین به معشوق یادآوری میکند که باید از مردانگی و شجاعت برخوردار باشد و از قدرت و اماکن خود سوءاستفاده نکند. در نهایت، او از معشوق میخواهد که با توجه به احساسات او، از رفتارهای ناپسند خود دوری کند.
شاه با وی گفت کای جان پدرشمع بزم افروز ایوان پدر
هوش مصنوعی: شاه به او گفت: ای عزیز، تو روشنیبخش میهمانی پدرم هستی.
دیده اقبال من روشن به توستعرصه آمال من گلشن به توست
هوش مصنوعی: نگاه پرامید من به سمت توست و آرزوهایم در کنار تو به شکوفایی میرسد.
سالها چون غنچه دل خون کرده امتا گلی چون تو به دست آورده ام
هوش مصنوعی: سالهاست که دل من مانند غنچهای خونی شده است تا بتوانم گلی چون تو را بدست آورم.
همچو گل از دست من دامن مکشخنجر خار جفا بر من مکش
هوش مصنوعی: مانند گلی که از دست میرود، دامن خود را از من دور نکن. تا دردی که از جفای خارها دارم، بر من نرسانی.
در هوای توست تاجم فرق سایوز برای توست تختم زیر پای
هوش مصنوعی: من در عشق تو تاجی بر سر دارم و در زیر پای تو تختی دارم که به خاطر توست.
رو به معشوقان نابخرد منهافسر دولت ز فرق خود منه
هوش مصنوعی: به محبوبان نادان توجه نکن و مقام خود را به خاطر آنها از دست نده.
دست دل در شاهد رعنا مزنتخت شوکت را به پشت پا مزن
هوش مصنوعی: دست دل را به زیبایی معشوق نزن و بر روی تخت سلطنت آسان نگذران.
منصب تو چست چوگان باختنرخش زیر ران به میدان تاختن
هوش مصنوعی: مقام تو مثل بازی چوگان است، جایی که باید سوار بر اسب خود، در میدان رقابت به پیش بروی و با تیزی و دقت حرکت کنی.
نی گرفتن زلف چون چوگان به دستپهلوی سیمینبران کردن نشست
هوش مصنوعی: زلفی که مانند چوگان به دست گرفته شده، در کنار سیمینبران (پهلوانان) نشسته است.
در شکارستان اگر تیر افکنیگاه آهو گاه نخجیر افکنی
هوش مصنوعی: اگر به شکار بروی، ممکن است گاهی به آهو برسی و گاهی به حیوانات دیگر.
به کز این آهووشان شیر گیربینمت نخجیروار آماج تیر
هوش مصنوعی: از دور میبینمت که مانند یک آهو در حال حرکت هستی و تیرهایی به سمتت نشانه رفتهاند.
در صف مردان روی شمشیر زنوز تن گردان شوی گردن فکن
هوش مصنوعی: در میان مردان، با قدرت و شجاعت عمل کن و اگر به چالش یا مشکلی برخوردهای، خود را تسلیم نکن و با اراده و اقتدار پیش برو.
به که از مردان مرد افکن جهیپیش شمشیر زنی گردن نهی
هوش مصنوعی: بهتر است که از میان مردان قوی و شجاع، به کسی روی بیاوری که در میدان نبرد، پیش از اینکه ضربهای به دشمن بزند، خود را آماده و مقاوم کند.
ترک این کردار کن بهر خدایور نه خواهم زین غم افتادن ز پای
هوش مصنوعی: این عمل را برای خدا کنار بگذار، وگرنه به خاطر این اندوه از پا میافتم.
سالها بهر تو ننشستم ز پاشرم بادت کافکنی از پا مرا
هوش مصنوعی: سالها برای تو زحمت کشیدم و قدم از قدم برنداشتم، اما خجالت میکشم که تو با بیتوجهی مرا رها کنی.