بخش ۵۰ - جواب گفتن سلامان پادشاه را
هوش مصنوعی: سلامان پس از شنیدن نصیحتی، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او میگوید که بنده نظر پادشاه است و آماده است هر چه او بگوید، انجام دهد. اما به دلیل بیصبری، از وضعیت خود رنج میبرد و نمیتواند بر درد دلش صبر کند. او بارها در مورد رهایی از این بلا فکر کرده، اما وقتی به یاد محبوبش میافتد، تمام اندیشههایش را فراموش میکند و تنها به تماشای زیبایی او میپردازد.
چون سلامان آن نصیحت گوش کردبحر طبع او ز گوهر جوش کرد
هوش مصنوعی: وقتی سلامان به نصیحت گوش داد، استعداد و طبیعت او به مانند جواهر در دریا شروع به شکوفا شدن کرد.
گفت شاها بنده رای توامخاک پای تخت فرسای توام
هوش مصنوعی: سرورم، من بنده نظر و فرمان تو هستم و به قدری در دل خود ارادت دارم که همچون خاک زیر پای تخت تو هستم.
هر چه فرمودی به جان کردم قبوللیکن از بی صبری خویشم ملول
هوش مصنوعی: هر چه که گفتی، با جان و دل پذیرفتم، اما از بیصبری و خوی خودم خستهام.
نیست از دست دل رنجور منصبر بر فرموده ات مقدور من
هوش مصنوعی: دل رنجور من دیگر تاب و تحمل ندارد و نمیتواند به خواستههای تو پاسخ دهد.
بارها با خویش اندیشیده امدر خلاصی زین بلا پیچیده ام
هوش مصنوعی: من بارها با خودم فکر کردهام که چگونه میتوانم از این مشکل و دردسر رهایی یابم.
لیک چون یادم ازان ماه آمده ستجان من در ناله و آه آمده ست
هوش مصنوعی: اما وقتی که یاد آن ماه زیبایم میافتد، جانم در حال ناله و فریاد است.
ور فتاده چشم من بر روی اوکرده ام روی از دو عالم سوی او
هوش مصنوعی: اگر چشمانم به روی او بیفتد، از دو جهان روی بر میگردانم و فقط به او توجه میکنم.
در تماشای رخ آن دلپسندنی نصیحت مانده بر یادم نه پند
هوش مصنوعی: در دیدن چهره خوشایند او، هیچ نصیحتی در ذهنم نمانده و فقط به زیبایی او فکر میکنم.