بخش ۳۵ - حکایت علی بن موفق قدس سره و مناجات وی با حضرت حق جل و علا
هوش مصنوعی: شعر درباره فردی است که به کعبه میرود و در درد و محنتهای سفر احساس تنگی دل میکند. او دعا میکند و از خدا میخواهد که به او رحم کند و زحماتش را ببیند. او به خاطر خدا سفر کرده و دلش به وفای او گرو است، اما حس میکند که به نتیجهای نرسیده است. در خواب، ندا میشنود که خداوند میفرماید او را به این راه خواسته و او را هدایت کرده است. در نهایت، شاعر تأکید میکند که اصل هدف در این سفر، قربت به خدا و خواستهاش است و خداوند همه را به رحمت خود میخواند.
پور موفق که به توفیق حقبرد ز هر پیر موفق سبق
هوش مصنوعی: فرزند موفق که به برکت حق، از هر پیر موفق پیشی گرفته است.
بادیه کعبه بسی می بریدمحنت آن راه بسی می کشید
هوش مصنوعی: اینجا اشاره به سفرهایی است که افراد برای رسیدن به کعبه انجام میدهند. در این مسیر، مشکلات و سختیهای زیادی وجود دارد که مسافران با آنها روبرو میشوند. اما با وجود این دشواریها، عزم و اراده آنها از بین نمیرود و با پشتکار و تلاش به مقصد خود میرسند.
روزی از آنجا که دلی داشت تنگزد به در کعبه سر خود به سنگ
هوش مصنوعی: روزی شخصی به شدت نگران و غمگین به در کعبه رفت و در حالی که دلش پر از درد و ناامیدی بود، سرش را به سنگ زد.
گفت خدایا پس هر محنتیسوی من افکن نظر رحمتی
هوش مصنوعی: خدایا، هر مشکلی که باشد، آن را به من بده و به من با رحمتت نگاه کن.
راه حج و عمره بسی رفته امبهر تو نی بهر کسی رفته ام
هوش مصنوعی: من سفرهای زیادی به حج و عمره انجام دادهام، اما این سفرها تنها برای تو بوده و نه برای کسی دیگر.
دل به وفای تو گرو بوده امبی سر و پا در تک و دو بوده ام
هوش مصنوعی: من به وفاداری تو دل سپردهام و برای تو همیشه در تلاش و جنب و جوش بودهام.
زین سفرم نیست به کف حاصلینی سره وقتی نه به سامان دلی
هوش مصنوعی: از این سفر چیزی به دست نیاوردهام، نه برای خودم چیزی که ارزنده باشد و نه دل آرامی که خواستارم.
هیچ ندانم که مرا حال چیستبخت مرا مایه اقبال چیست
هوش مصنوعی: نمیدانم حال درونیام چگونه است و نمیدانم چه چیزی باعث خوشبختی و شانس من شده است.
شب چو درین درد فرو شد به خوابآمدش از حضرت بی چون خطاب
هوش مصنوعی: در شب که درد و غم بر او چیره شد، ناگهان خوابش برد و از سوی خداوند بینظیر، ندایی به او رسید.
کای به رهم پای ز سر ساختهبر همه زین پای سرافراخته
هوش مصنوعی: ای کسی که بر من قدم گذاشتهای و به خاطر همهی زحماتی که کشیدهام، سرم را سرافراز کردهای.
گر نه تو را خواستمی کی چنیندادمیت ره سوی این سرزمین
هوش مصنوعی: اگر تو را نمیخواستم، آیا چنین راهی به سوی این سرزمین به تو میدادم؟
هر که نه مایل به سوی وی شویسوی خودش راهنما کی شوی
هوش مصنوعی: هرکس که تمایل ندارد به سمت او بروی، چگونه میتوانی او را به راه خود هدایت کنی؟
حاصلت این بس که تو را خواستمباطنت از شوق خود آراستم
هوش مصنوعی: نتیجهای که از خواستن تو به دست آمد این است که باطن تو به خاطر عشق و اشتیاقی که نسبت به تو دارم، زیبا و آراسته شده است.
ره به سوی خانه خود دادمتبر در هر کس نفرستادمت
هوش مصنوعی: من راه را به سوی خانهات نشان دادم، اما تو را به دست هر کسی نسپردم.
یارب از آنجا که کرم آن توستچشم همه بر در احسان توست
هوش مصنوعی: خداوندا، به خاطر رحمت و لطفی که داری، همه منتظر بخشش و نیکیهای تو هستند.
جامی اگر چند نه صاحبدلیستاز تو به امید چنین حاصلیست
هوش مصنوعی: اگرچه جامی شاعرانی چون تو را دارد، اما امید دارد که به چنین ثمری برسد.