بخش ۴۸ - مقاله چهاردهم در اشارت به حال وزیران و دبیران که رقم عدالت و ظلم بر صفحات ایام از رشحات اقلام ایشان است
هوش مصنوعی: این شعر به نقد رفتار ظالم و ستمگرانه کسانی میپردازد که به خاطر طمع و زیادهخواهی خود، به دیگران آسیب میزنند. شاعر با تمثیلهای مختلف، از جمله قلم و خط، اشاره میکند که هرکس دست به ظلم بزند، در نهایت خود متضرر خواهد شد. او به فساد اجتماعی اشاره کرده و از ظلمی که به کشاورزان و یتیمان میشود، انتقاد میکند. همچنین، هشدار میدهد که تجربیات دیگران را فراموش نکنید و از خطای خود عبرت بگیرید. در نهایت، شاعر بر لزوم دوری از طمع و زیادهخواهی تأکید میکند و یادآوری میکند که این رفتارهای نادرست موجب خراب شدن جامعه و بدنامی افراد میشود.
ای چو قلم صورت خود کرده راستمیل رقم های کج از تو خطاست
هوش مصنوعی: ای که سر و قامتت همچون قلم صاف و راست است، اشتباه از توست اگر خطهای کج در کار تو دیده شود.
تا قلم آسا به سر خود رویگرچه همه نیک روی بد روی
هوش مصنوعی: هرچند که همه زیباهای دنیا رو به زشتی میگذارند، اما من با خودم، با دست خودم، زیبا مینویسم و به خودم رسیدگی میکنم.
هر که به یک حرف قلم کج نهادحرف وی از لوح بقا محو باد
هوش مصنوعی: اگر کسی با نیت نادرستی کلامی بگوید، سخنش از یادها خواهد رفت و اثری از آن باقی نخواهد ماند.
چند به دفتر رقم ناصوابیاد کن از دفتر یوم الحساب
هوش مصنوعی: به خاطر داشته باش، که در دفتر روز حساب، حسابهای نادرست و اشتباهاتت را ثبت کن.
تو به سه انگشت شده خامه زنخلق ده انگشت ز تو در دهن
هوش مصنوعی: تو با سه انگشت به راحتی مینویسی، در حالی که دیگران با ده انگشت خود در حال تلاش هستند.
آنکه تو خوانیش صریر قلماز رقمت هست نفیر قلم
هوش مصنوعی: کسی که تو را میخواند، صدای قلمش از نوشتهات به گوش میرسد.
خط که ورق تر کند از دست توخاک به سر بر کند از دست تو
هوش مصنوعی: وقتی قلم بر روی کاغذ حرکت میکند، نوشتههای تو به شکلی زیبا و دلنشین برمیگردند و اثر تو حتی بر روی خاک و زمین نیز نفوذ میکند و آن را تحول میبخشد.
جنبش کلک تو ز کم کاستیبرده ز بالای الف راستی
هوش مصنوعی: حرکات قلم تو به خاطر نقصهای کم، ویژگیهای خوب و راستین خود را به نمایش میگذارد.
وز قلمت قاف جهان تا به قافپر شکن و تاب شده همچو کاف
هوش مصنوعی: از نوشتار تو، قافلهی جهان به شدت تغییر کرده و به شکل تازهای در آمده است، مثل اینکه به دنیایی نو و پرجنبوجوش وارد شدهایم.
نوک قلم از سر گزلک مخارتیز مکن بیهده دندان مار
هوش مصنوعی: نوک قلم را به کار بیهوده و تند نکن، مثل دندان مار که بیدلیل خطرناک باشد.
عاقبت آن مار ز راه ستیزبر تو زند زخم ز دندان تیز
هوش مصنوعی: در نهایت، آن ماری که با تو به جنگ برمیخیزد، از دندان تیزش زخمی به تو خواهد زد.
بلکه زده زخم تو ز افسردگینیستی آگاه ز آزردگی
هوش مصنوعی: زخم تو از بیحوصلگی است و تو از اذیتهایی که کشیدهای، آگاهی نداری.
مو که زند بر سر کلکت گهاز ره معنیت بود پند ده
هوش مصنوعی: اگر مویی بر سر تو بایستد، آن گاه که به معنای بالا میرسد، نصیحتی برایت دارم.
کای به خرد گشته سمر تا به چندجهد به کاری که به مو نیست بند
هوش مصنوعی: ای کسی که به دلیل خرد و داناییات، به تلاشی بیفایده دست زدهای، تا کی به کاری ادامه میدهی که هیچ ارتباطی به تو ندارد و نتیجهای در بر نخواهد داشت؟
چند مددگاری ظالم کنیوز مددش کسب مظالم کنی
هوش مصنوعی: چقدر به ظالم کمک میکنی و از این کمکها به ظلم و ستم دست میزنید.
تا ببری از دل ظالم غبارگردن مظلوم کنی زیر بار
هوش مصنوعی: برای اینکه دلی را از بار سنگین ظلم سبک کنی، باید به مظلوم کمک کنی و او را از زیر فشار ناجوانمردانه نجات دهی.
خرمن دهقان که به خون جگرکشته وی آمده در ده به بر
هوش مصنوعی: محصولات کشاورزی کشاورز که با تلاش و عرق ریزان زیاد به دست آمده، حالا در ده به نمایش گذاشته شدهاست.
سوخته خرمن بیداد توستدانه و کاهش شده بر باد توست
هوش مصنوعی: آتش خرمن از ظلم توست و محصولت در باد نابود شده است.
دانه کنی نقل به انبار شاهکاه بری بهر ستور سپاه
هوش مصنوعی: دانه را از زمین درآورده و به انبار پادشاه میاوری و کاه را برای خوراک حیوانات سپاه میریزی.
حصه دهقان چو شوی غور رسدانه اشک و که رویست و بس
هوش مصنوعی: به هنگام تلاش و زحمت کشاورز، هرچقدر که در زیر خاک کار کند، ممکن است تنها به اشک و ناباوری برسد و در نهایت، تنها چیزی که برای او میماند، درد و رنج باشد.
مایه تاجر که در آوارگیجمع نشد جز به جگرخوارگی
هوش مصنوعی: سرمایهگذاری یک تاجر که در سفرهای ناگزیر و سختی به دست نیامده است، جز با زحمت و تلاش فراوان به دست نمیآید.
شد ز براتت همه صرف زکاتدر کف قبض است هنوز از برات
هوش مصنوعی: به خاطر تو، تمام زکات و نیکیهای من صرف شده است، اما هنوز در قبض و رسید عشق تو باقی مانده است.
کاسب بیچاره که در شهر و کویز آبله دست کند آبروی
هوش مصنوعی: تاجر بدبختی که در خیابان و محلهها به خاطر چالشهای اقتصادی و مشکلاتی که دارد، آبرو و اعتبار خود را از دست میدهد.
در کف از آیین ستمکاریشهیچ بجز آبله نگذاریش
هوش مصنوعی: در دستان او از رفتار ظالمانهاش چیزی جز زخم و درد باقی نمیماند.
خارکش پیر که چون خارپشتخم بودش پشت ز خار درشت
هوش مصنوعی: پیرمرد خارکش که مانند خارپشت به خاطر خارهای بزرگ، کمرش خم شده است.
چون شود از خار تهی پشت اوقیمت آن را کشی از مشت او
هوش مصنوعی: وقتی که از مشکلات و سختیها رهایی یابد، ارزش او را از تواناییاش میتوانی بسنجی.
گاوک شیر آور هر پیر زالخرج شد از تو به خراجات سال
هوش مصنوعی: هر سال، از تو مالیاتهای زیادی گرفته میشود که مثل شیرگاو، از تو بهرهبرداری میکنند.
گرسنه و تشنه شده گوشه گیرخون جگر می خورد اکنون چو شیر
هوش مصنوعی: شخصی در اوج ناامیدی و رنج احساس گرسنگی و تشنگی میکند و در گوشهای نشسته است، اما اکنون مانند شیر، قوی و بیباک است و در دل خود درد و غم را تحمل میکند.
مال یتیمان به رهت پایمالحاصل سایل ز تو ذل سؤال
هوش مصنوعی: مال یتیمان بر روی راه تو پایمال شده است و حاصل سؤالاتت از تو، به ذلت و بیپولی منجر میشود.
زیور طفلانت ز طبع لئیمهست زر سایل و در یتیم
هوش مصنوعی: زیور فرزندان تو از طبیعت پست و ناچیز به دست آمده است، همانطور که طلا از دست سایل و یتیم به دست میآید.
نقل شب عیش تو نقل سخننو به نو از تیردلان کهن
هوش مصنوعی: شب خوشی تو داستانهای جدیدی است که از عاشقان قدیمی روایت میشود.
مطرب تو آن که به بانگ بلندمال فلان گوید چونست و چند
هوش مصنوعی: موسیقیدان تو چه کسی است که با صدای بلند درباره مال فلانی صحبت میکند و میپرسد چه مقدار است و چگونه است؟
حیله به صد گونه نمودن توانوز کفش آن مال ربودن توان
هوش مصنوعی: انسان میتواند به هزار و یک روش فریب بدهد و از دیگری چیزی را برباید.
کار تو شد بار دل صد هزارشرم نمی داری ازین کار و بار
هوش مصنوعی: تو با خیالی راحت در کار خود مشغولی، در حالی که این کار باعث نگرانی و شرمندگی بسیاری شده است.
پیش مکن دست تطاول برونکز تو قلمرو چو قلم شد نگون
هوش مصنوعی: قبل از اینکه دست به سوء استفاده بزنی، بدان که سرنوشت تو مانند قلمی است که ممکن است بر سرنوشتت تاثیر منفی بگذارد و تو را به نابودی بکشاند.
شه ز تو بدنام و رعیت خرابملک ز غوغای تو در اضطراب
هوش مصنوعی: سلطان به خاطر تو مشهور به بدنامی است و مردم گرفتار مشکلات کشور به خاطر شورش و جنجالهای تو در نگرانی و آشفتگی به سر میبرند.
کن نظر تجربه در همسرانتا نشوی تجربه دیگران
هوش مصنوعی: برای اینکه به دردسر نیفتی و تجربیات دیگران را تکرار نکنی، سعی کن به تجربیات و نظرات آنها در مورد همسران توجه کنی.
تجربه چوب به پهلوست سختبه که به عبرت نگری بر درخت
هوش مصنوعی: تجربه مانند چوبی است که به پهلوی انسان زده میشود و بهتر از آن است که فقط به یاد داشته باشیم و از درسهایی که درختان به ما میدهند عبرت بگیریم.
لیک سر تجربه گیریت نیستتجربه جز حرص وزیریت نیست
هوش مصنوعی: اما سرّ تجربه تو درک نکردهای؛ تجربهای جز از طمع و خواستههای خودت نخواهی داشت.