بخش ۶۱ - حکایت پیر هشیار با مرید فراموشکار
هوش مصنوعی: در این متن، داستان مریدی را روایت میکند که پس از نشستن در محضر یک پیر، به شدت به دنبال چیز گمشدهای میگردد. پیر با خشم به او تذکر میدهد که نباید به سرعت و بدون تفکر عمل کند، زیرا در دو جهان تنها یک حقیقت وجود دارد که نباید فراموش شود. او به مرید یادآوری میکند که حتی اگر تمام دنیا را داشته باشد، اگر آن حقیقت را فراموش کند، زندگیاش بیمعنا خواهد بود. پیر به او توصیه میکند که از مشغلههای بیفایده دوری کند و به جستجوی حقیقت اصلی بپردازد، چرا که در نهایت، زندگی به سکوت و فراموشی منتهی میشود.
ساده مریدی ز جهان شسته دستآمد و در صحبت پیری نشست
هوش مصنوعی: یک فرد ساده که از زندگی دنیا دست کشیده بود، به محفل یک پیر (زاهد یا عارف) پیوست و در کنار او نشست.
گرم نکرده به زمین جا هنوزخاست ازان انجمن جان فروز
هوش مصنوعی: هنوز در زمین جا نیفتاده، از آن جمع، جان روشنگر برخواسته است.
پیر برآشفت که تعجیل چیستنفرت دیو از دم جبریل چیست
هوش مصنوعی: پیر به شدت ناراحت شد و پرسید که چرا اینقدر عجله داری و چه دلیلی دارد که دیو از وجود جبرئیل دچار نفرت میشود.
گفت قضا پرده کش هوش گشتنادره چیزیم فراموش گشت
هوش مصنوعی: او گفت که تقدیر پردهای بر روی ذهن من کشیده است و به همین دلیل چیزهای نادر را فراموش کردهام.
می روم این لحضه به هر راه و کویتا کنم آن گمشده را جست و جوی
هوش مصنوعی: در این لحظه به هر گذر و محلهای میروم تا آن چیز گمشده را پیدا کنم.
پیر خروشید که ای بوالهوسدر دو جهان هست یکی چیز و بس
هوش مصنوعی: پیر با صدای بلندی به بوالهوس گفت که در این دو جهان فقط یک حقیقت وجود دارد و بس.
کان نه سزاوار فراموشی استقبله گویایی و خاموشی است
هوش مصنوعی: او که شایسته فراموشی نیست، همانند قبلهای است که همواره سخن میگوید و در سکوت نیز تأثیرش را نمیکاهد.
گر همه آفاق در آغوش توباشد و آن چیز فراموش تو
هوش مصنوعی: اگر تمام جهان در دستان تو باشد، اما آن چیزی که باید به آن اهمیت دهی فراموش شود.
غایت آگاهی تو غافل استحاصل اوقات تو بی حاصل است
هوش مصنوعی: آگاهی و دانشت به حدی است که از واقعیتها غفلت میکنی و در واقع زمانهایی که میگذرانید، نتیجه و ثمری ندارد.
ور بود آن چیز فرا یاد توشاد کن خاطر ناشاد تو
هوش مصنوعی: اگر چیزی باشد که به یاد تو خوشحالت کند، مطمئناً میتواند دل غمگین تو را شاد کند.
گو دو جهان گشته فراموش باشلب ز سخن شان شده خاموش باش
هوش مصنوعی: اگرچه دو جهان به فراموشی سپرده شدهاند، اما تو از سخن آنها بیخبر باش و سکوت کن.
جامی ازین مشغله خاموش کنهر چه نه آن چیز فراموش کن
هوش مصنوعی: هر کاری که انجام میدهی، وقتی به موضوعی بیفایده فکر میکنی، آن را رها کن و به یاد چیزهای مهمتر بپرداز.
زانکه سرانجام تو خاموشی استوآخر کار تو فراموشی است
هوش مصنوعی: زیرا در نهایت تو به سکوت میرسی و در پایان، همه چیز از یاد میرود.