بخش ۷۵ - مناجات در انتقال از حال قرب به حیا
هوش مصنوعی: این شعر به نزدیکی و دوری در رابطه با معشوق میپردازد. شاعر میگوید که معشوق به اندازه جان به تن نزدیک است و حتی نزدیکتر از رگ جان. اما بسیاری از افراد از این حقیقت غافلاند. وجود معشوق موجب هستی جهان است و حتی اگر دور باشد، منبع هستی ما همان نزدیکی اوست. شاعر ابراز میکند که برای رسیدن به قرب معشوق، باید از دنیای مادی و مکان فراآید. اگر از قربت معشوق دور شویم، به شب تیرهای میمانیم. او خواهان نور و آرامش از معشوق است تا دلش شاد گردد و زیبایی و حیا را در خویش احساس کند.
ای که چون روح به تن نزدیکیچون رگ جان به بدن نزدیکی
هوش مصنوعی: ای کسی که به جان و دل به ما نزدیکتر هستی، همانطور که روح به بدن پیوند دارد و همچون رگهایی که جان را در بدن زنده نگه میدارند، تو نیز به ما پیوند عمیق و نزدیکی داری.
بلکه نزدیکتری از رگ جانلیک دورند ازین فهم کجان
هوش مصنوعی: بلکه نزدیکتر از رگ جان به ما هستند، اما از درک و فهم این موضوع دورند.
قرب تو گر ننهد پیش قدمبازگردد همه عالم به عدم
هوش مصنوعی: اگر کسی به مقام و نزدیکی تو نرسد، همه موجودات و عالم به نیستی بازمیگردند.
گر ز ما دور نشیند همه کسمایه هستی ما قرب تو بس
هوش مصنوعی: اگر همه افراد از ما فاصله بگیرند، تنها چیزی که برای ما ارزش دارد نزدیکی به توست.
دور و نزدیک ز تو بهره ورندوز سماط کرمت طعمه خورند
هوش مصنوعی: دور و نزدیک از نعمتهای تو برخوردارند و از سفره کرامت تو استفاده میکنند.
در رهت قطع مسافت دوریستوصل جستن به سفر مهجوریست
هوش مصنوعی: در مسیر تو، پیمودن فاصله طولانی ضروری است و رسیدن به وصال نیازمند سفری دور است.
چیست قرب تو ز خود ببریدندامن از کون و مکان در چیدن
هوش مصنوعی: قرب تو چیست که باید از دنیای مادی و مکان جدا شد و از آن فاصله گرفت؟
روز جامی که ز قربت دور استتیره گشته چو شب دیجور است
هوش مصنوعی: در روزی که انسان از عزیزانش دور باشد، حالش مانند شبی تاریک و ناپسند میشود.
از فروغ رخ خود نورش دهمرهمی بر دل رنجورش نه
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چهرهاش، نوری به دل غمگین او ببخش و بر دردش درمانی بیاور.
تا دهد نیر قرب تو ضیادرکشد روی به جلباب حیا
هوش مصنوعی: تا زمانی که نور قرب تو به او برسد، رویش را زیر پوشش حیا پنهان میکند.