بخش ۹۸ - حکایت پیر آزاده با جوان محتشم زاده
هوش مصنوعی: در این شعر، محتشمزاده با خودبزرگبینی و تبختر به راه میرود و از فضیلتهای علمی خود میبالد. اما عارفی که در پس درگاهی نشسته است، او را به حال خود میخواند و به او نصیحت میکند که از این روش خودبزرگبینانه دوری کند. عارف به محتشمزاده میگوید که زندگیاش غیرمعمول است و او را برای دیدن واقعیتهای خود دعوت میکند. او از این که محتشمزاده تنها به ظاهر و مقام خود میبالد، انتقاد میکند و به او یادآوری میکند که در نهایت همه در برابر خاک و فنا یکسان هستند. در پایان، عارف به محتشمزاده توصیه میکند که از تحسین مدحگویان دوری کند و به خودشناسی بپردازد.
محتشم زاده از نخوت جاهمی خرامید ظریفانه به راه
هوش مصنوعی: محتشم زاده با خودبینی و تکبر ناشی از مقامش به طور جالب و elegante در مسیر حرکت میکرد.
به تبختر قدمی برمی داشتوز تکبر علمی می افراشت
هوش مصنوعی: او با حالت تکبر و خودبزرگبینی قدم برمیداشت و با دانش و علم خود دستهای از خود را بالا میبرد.
عارفی پشت دو تا در ژندهدلی از نور الهی زنده
هوش مصنوعی: یک عارف در پشت دو در، با دل ساده و فرسودهای، از نور الهی سرزندگی پیدا کرده است.
گفت کای تازه جوان تند مروپند سنجیده پیران بشنو
هوش مصنوعی: ای جوان تازهنفس، عجله نکن و با دقت به حرفهای سنجیده و حکیمانهی پیران گوش کن.
این روش نیست چو خوش پیش خدایبازکش زین روش ناخوش پای
هوش مصنوعی: این راه و طریق درست و مناسب نیست؛ بنابراین، از این شیوهی ناخوشایند، خود را دور کن و به خدا نزدیک شو.
طبع او از سخن پیر آشفتبانگ برداشت ز نادانی و گفت
هوش مصنوعی: طبیعت او تحت تاثیر سخن پیر قرار گرفت، فریاد زد از نادانیاش و واکنش نشان داد.
کای ز گفتار تو بر من باریمی شناسی که کیم گفت آری
هوش مصنوعی: ای کسی که از سخنان تو بر من بار سنگینی احساس میکنم، آیا میدانی که کیست که به این مسئله آری میگوید؟
اولت بود یکی قطره آبکه ازان شستن ثوب است ثواب
هوش مصنوعی: ابتدا، یک قطره آب وجود دارد که با آن میتوان لباس را شست و برای این کار، اجر و ثواب زیادی دارد.
از شکم تا به کنار آمده ایاز ره بول دو بار آمده ای
هوش مصنوعی: تو از شکم تا کناره، از راه استراحت دوبار آمدهای.
و آخرت جیفه افتاده به خاککرده پنهان به یکی تیره مغاک
هوش مصنوعی: در آخرت، چیزی مانند کثافت در خاک افتاده و در یک چاله تاریک پنهان شده است.
بر تو آن پرده به فرض ار بدرندچشم نابسته کسان کم گذرند
هوش مصنوعی: اگر فرض کنیم که پردهای که مانع دید است پاره شود، در این صورت دیگران به راحتی از کنار تو عبور نمیکنند، حتی وقتی چشمانت بسته باشد.
در میانه که سراسر خوشی استروز و شب کار تو سرگین کشی است
هوش مصنوعی: در حینی که دنیا پر از شادی و لذت است، تو همواره مشغول انجام کارهای سخت و دشوار هستی.
تنت آراسته از گوهر و درچون شکنبه شکم از سرگین پر
هوش مصنوعی: بدنت با زرق و برق و زیبایی آراسته است، اما باطن تو پر از کثافت و ناپاکی است.
گر به خود نیست شناساوریتلب گشادم به شناساگریت
هوش مصنوعی: اگر خودت را نمیشناسی، من به خاطر شناختی که از تو دارم، سخن میگویم.
از من این نکته فراموش مکنمدحت مدحگران گوش مکن
هوش مصنوعی: این نکته را از یاد نبر که به ستایش دیگران گوش ندهی.