بخش ۱۱۸ - عقد سی و هفتم در دلالت رعایا چه غایب و چه حاضر به حق شناسی و شکرگزاری سلاطین چه عادل و چه جابر
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان شرایط سخت و تحت فشار بودن انسانها در جامعه میپردازد و تأثیر قدرت و سلطه شاه و وزیر را بر زندگی مردم توصیف میکند. او میگوید که باید از سختیها و رنجها بگذریم و در عین حال، به وجود مزایای قدرت نیز توجه کنیم. به این نکته اشاره میکند که نفعهای قدرت میتواند بیشتر از ضررهای آن باشد و مردم باید شکرگزار خدماتی باشند که از سوی شاه به آنان ارائه میشود.
شاعر به اهمیت وجود یک حاکم عادل اشاره میکند که بدون او هرج و مرج فراوان میشود. او همچنین یادآوری میکند که اگرچه ممکن است ظلمی در حق مردم رفته باشد، اما از دید خداوند، ممکن است آن ظلم در واقع به نوعی عدالت باشد. در نهایت، شاعر مردم را دعوت به شکر و سپاسگزاری از حاکم میکند و بیان میکند که هر کارگر و خدمتگزاری در واقع به خاطر مردم کار میکند.
ای درین تنگ فضا گشته اسیرزیر تیغ و قلم شاه و وزیر
هوش مصنوعی: در این فضای تنگ، تو به دام افتادهای و تحت فشار قدرتی هستی که با swords و قلم حکام و وزرا کنترل میشود.
گه ز تیغ ستمی همچو قلمفرق سر شق شده رنج و الم
هوش مصنوعی: گاهی طناب ظلم و ستم به اندازهای بر سر انسان فشار میآورد که مانند یک قلم، سر او را میشکافد و به رنج و درد دچار میکند.
گه به زخم قلمی همچون تیغغرق خون مانده افسوس و دریغ
هوش مصنوعی: گاهی زخم قلمی مانند تیغی است که به شدت خونین و دردناک است، و بر این موضوع افسوس و تاسف میخورم.
جگری گیر به دندان دو سه روزبنشین خرم و خندان دو سه روز
هوش مصنوعی: دست از نگرانی بردار و به مدت چند روز شاد و خوشحال باش. این روزها را صرف خوشی و لذت کن و نگذار که غم و اندوه بر تو غلبه کند.
پرده تنگدلی ساز مکنداستان گله آغاز مکن
هوش مصنوعی: در دل تنگ خود را دریغ نکن و از غصهها و دردها حرف نزن.
همچو زخم از اثر تیغ بخندلوح سان نقش قلم را بپسند
هوش مصنوعی: مانند زخمی که بر اثر تیغ بر تن مینشیند، نقشی که بر لوح میماند را میتوان پذیرفت و دوست داشت.
نفع شه بیش بود از ضررشخیر او نیز هم افزون ز شرش
هوش مصنوعی: سود و فایدهی پادشاه بیشتر از ضررهای اوست و خود او نیز از آسیبهایش نیکوتر است.
شکر نفعش چو نگفتی هرگزچون گل از وی نشکفتی هرگز
هوش مصنوعی: اگر شکر را به زبان نیاوری، هرگز به نفع تو نخواهد بود و مانند گلی که هرگز شکوفا نشده، حالت بیثمر خواهد ماند.
این همه از ضرر او گله چیستخیر بین شو ز شر او گله چیست
هوش مصنوعی: چرا اینقدر از ضرر و زیان او شکایت میکنی؟ خوب ببین که از شر او چه نفعی میتوانی ببری.
گنج بی رنج ندیده ست کسیگل بی خار نچیده ست کسی
هوش مصنوعی: هیچکس گنجی را بدون زحمت ندیده و هیچکس گلی را بدون خار نچیده است.
گر نه شه داور عالم بودیکار عالم همه در هم بودی
هوش مصنوعی: اگر خداوند قاضی و مدیر جهان نبود، کارهای دنیا به بی نظمی و آشفتگی کشیده میشد.
گر شبان پاس ندارد رمه راگرگ از پای درآرد همه را
هوش مصنوعی: اگر چوپان از گله مراقبت نکند، گرگ همه را خواهد گرفت.
باغبان گر نزند بانگ به باغقرص انجیر شود نان کلاغ
هوش مصنوعی: اگر باغبان در باغ صدای خود را بلند نکند، میوهاش فقط به کلاغها میرسد.
تیغ او گر به میان سد نشودکید یأجوج فتن رد نشد
هوش مصنوعی: اگر شمشیر او در میان موانع سد نشود، کید یأجوج و مگوج هیچ وقت رد نخواهد شد.
رمح او شاخ سعادت ثمر استکه ازو کام امل میوه خور است
هوش مصنوعی: سخن از این است که زیبایی و جذابیت او، نشانهای از خوشبختی و سعادت است و افرادی که به او نزدیک میشوند، از آن لذت میبرند و به آرزوهای خود دست مییابند.
خود او بیضه سیمرغ ظفرطایر دولت از آنجا زده پر
هوش مصنوعی: او خود، تخم سیمرغ پیروزی است که پرندهٔ سعادت از آنجا برخاسته است.
بر تن او زره پر خم و تابچشمه ساری خوی مردیش زهاب
هوش مصنوعی: بر تن او زرهای است که پر از خم و تاب است و مانند چشمهای ساری، صفات مردانگیاش مانند زهابی زیبا و درخشان است.
تیر او مرغ پران سوی به سونامه مرگ بر جان عدو
هوش مصنوعی: تیر او همچون پرندهای به پرواز درآمده، به سوی هدف میرود و پیام مرگ را برای دشمن به ارمغان میآورد.
بر کمانش که ز هر گوشه زه استزو به صید ظفرت توشه ده است
هوش مصنوعی: بر کمان او، که از هر طرف زهی کشیده شده، تو را به شکار پیروزی آماده میکند.
افسرش کنگره دولت توستکمرش بسته پی خدمت توست
هوش مصنوعی: افسر او، نماد قدرت و پیشرفت کشور توست و او با تمام توان خود در خدمت تو و اهداف توست.
قهر او گر نشود شحنه شهرشهد در کام کسان گردد زهر
هوش مصنوعی: اگر خشم او از بین نرود، مأمور شهر هم میتواند شهد را به زهر تبدیل کند و دیگران را دچار مشکل نماید.
خلق او گر نشود لطف طلسمبگسلد رابطه روح ز جسم
هوش مصنوعی: اگر لطف و محبت او از بین برود، رابطهی روح و بدن قطع خواهد شد.
در حضر روشنی جاهت ازوستدر سفر ایمنی راهت ازوست
هوش مصنوعی: در زمان حضور، از نور و بزرگی خود بهرهمند هستی و در سفر، امنیت و سلامت راهت وابسته به اوست.
سوی تو ظلمی ازو گر ره کرددست ظلم دگران کوته کرد
هوش مصنوعی: اگر ستمی به سمت تو بیفتد، دیوانگان دیگر را از ظلم خود باز میدارد.
تخم روزیت که دهقان کاردمکنت از بازوی سلطان دارد
هوش مصنوعی: محصولی که کشاورز میکارد، به او قدرت و امکانات میدهد، حتی بیشتر از آنچه که قدرت و توانایی سلطان به او میدهد.
تاجران رخت که از راه آرندسوی شهر از مدد شاه آرند
هوش مصنوعی: تاجران که از راه به سوی شهر میآیند، به کمک و حمایت پادشاه خواهند رسید.
پاسبان شبت از دزد ویستجارس روز تو بی مزد ویست
هوش مصنوعی: نگهبان شب تو برای جلوگیری از دزدان، به سختی کار میکند و در طول روز تو بدون هیچ پاداشی از او بهرهمند میشوی.
خویش و بیگانه ازو قافله شوراه و بیراهه ازو قافله رو
هوش مصنوعی: برای هر دو آشنا و ناآشنا، او راهنما و هدایتگر است؛ چه در مسیر درست و چه در راههای دیگر، همه از او پیروی میکنند.
سنت و شرع ازو پشت قویشرع دان زو بلدی و بدوی
هوش مصنوعی: سنت و قوانین دینی از او پشتیبانی میشود؛ بنابراین آن را به عنوان قاعدهای محکم بشناس و به شناخت شهری و روستایی آن توجه کن.
مسجد و منبر ازو معمور استدین و دولت ز خرابی دور است
هوش مصنوعی: مسجد و منبر به خاطر او آباد هستند و دین و حکومت از نابودی و خرابی دور شدهاند.
این همه کارگر و کارگرینیست جز بهر تو چون در نگری
هوش مصنوعی: این همه افرادی که مشغول کار هستند، تنها برای تو فعالیت میکنند وقتی به اطراف نگاه میکنی.
قدر هر یک که شمردم بشناسپیشه کن قاعده شکر و سپاس
هوش مصنوعی: هرگاه ارزش و مقام هر چیز را سنجیدم، بر آن شدم که براساس آن، شکر و سپاسگزاری را انجام دهم.
از برای تو یکی کارگزارکز پی مزد کند این همه کار
هوش مصنوعی: برای تو یکی کارگزار وجود دارد که برای دریافت مزد، این همه زحمت میکشد.
گر دو صد گنج گهر افشانیمزد یک روزه ادا نتوانی
هوش مصنوعی: اگر هم دویست گنج و مروارید را پخش کنی، باز هم نمیتوانی در برابر یک روزه رفتار درست را جبران کنی.
نیست یک نقد که گیرد ز تو شاهمزد یک کاربر کار آگاه
هوش مصنوعی: هیچ کسی نیست که از تو پاداش کار آگاهی را به درستی بگیرد.
این همه ناله و فریاد که چهاین همه طعنه بیداد که چه
هوش مصنوعی: این همه ناله و فریاد که سر میدهی، به خاطر چیست؟ و این همه طعنه و بیرحمی که به تو میشود، به چه دلیل است؟
گرچه پیش تو بود ظلم نمایشاید آن عدل بود پیش خدای
هوش مصنوعی: هرچند که در دنیای تو ظلم و ستم به نظر میرسد، ممکن است در پیشگاه خداوند، آنچه که اتفاق میافتد، در واقع عادلانه باشد.
ای بسا عدل که دارای جهانکرده در صورت ظلم است نهان
هوش مصنوعی: بسیاری از اوقات، عدالت به شکل ظاهری دنیا را تحت تاثیر قرار میدهد، اما در واقع در باطن آن ظلمی نهفته است.