بخش ۴ - دست برداشتن به مناجات به دستیاری ارباب حاجات
هوش مصنوعی: این شعر به رابطه انسان با خداوند و چگونگی هدایت او اشاره دارد. شاعر از خداوند میخواهد که او را از قید و بندهای نادانی و ضعف رها کند و به دانش و آگاهی برساند. در عین حال، بر خطاها و افراطها و تفریطهای انسانی تأکید میکند و از خدا میخواهد که نور هدایتش را از او دریغ نکند. شاعر از ناکوشی انسانها در تلاش برای بهبود خود میگوید و درخواست توفیق برای کوشش و عمل نیک دارد. در نهایت، درخواست میکند که خداوند راهی به سوی رحمت خود برای او بگشاید و او را به ایمان رهنمون شود.
خداوندا ز هستی ساده بودیمز بیم نیستی آزاده بودیم
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، در زندگی ساده و بیپیرایه بودیم و از ترس نابودی، آزاد و بینهایت زندگی کردیم.
نخست از نیست ما را هست کردیبه قید آب و گل پابست کردی
هوش مصنوعی: اول از عدم، وجود ما را بخشیدی و سپس به واسطه آب و گل، ما را به این دنیا وابسته کردی.
ز ضعف ناتوانایی رهاندیز نادانی به دانایی رساندی
هوش مصنوعی: تو مرا از ضعف و ناتوانی رهایی بخشیدی و به علم و دانش هدایت کردی.
فرستادی به ما روشن کتابیبه امر و نهی فرمودی خطابی
هوش مصنوعی: تو کتابی برای ما فرستادی که در آن دستورها و نهیهایی وجود دارد و در آن به ما یادآوری کردهای که باید از خطاها پرهیز کنیم.
میان نیک و بد تخلیط کردیمگهی افراط و گه تفریط کردیم
هوش مصنوعی: ما در ترکیب خوبی و بدی دچار غلو و کمبود شدیم؛ گاهی به سمت افراط رفتهایم و گاهی به سمت تفریط.
ره فرمودنی ها کم سپردیمبه نافرمودنی ها پا فشردیم
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی، از چیزهایی که باید انجام میشد، کم گذاشتیم و بیشتر بر روی چیزهایی که نباید انجام میشد، تأکید کردیم.
تو نگذشتی ز دستور عنایتنپوشیدی ز ما نور هدایت
هوش مصنوعی: تو هیچگاه از مسیر لطف و محبت ما فاصله نگرفتی و همیشه نور هدایتت را از ما دریغ نکردی.
بر آن نور از تو گیرم پوششی نیستچه حاصل زان چو از ما کوششی نیست
هوش مصنوعی: من از آن نور به تو دست یابم، اما هیچ پوششی وجود ندارد. چه فایدهای دارد وقتی که تلاش و کوششی از سوی ما نیست؟
ز ناکوشیدن خود در خروشیمبده توفیق کوشش تا بکوشیم
هوش مصنوعی: ما از نتیجهٔ ناپایداری و بیکاری خستهایم و امید داریم که توفیق تلاش و کوشش به ما بدهی تا بتوانیم تلاش کنیم.
چو دانا همچو نادان گشته غرق استز دانش تا به نادانی چه فرق است
هوش مصنوعی: کسی که دانا شده، مانند نادانان شده و به اندازهی زیاد اطلاعاتش را در خود غرق کرده است. در نهایت، چه تفاوتی بین دانش و نادانی باقی میماند؟
ز دستان های نفس ناخوش آهنگمکن بر ما ره حسن عمل تنگ
هوش مصنوعی: از دستهای نفس دردمند، نغمهای ناگوار بر ما نسرایید و راه خوبی و عمل نیک را بر ما تنگ نکنید.
در آن تنگی که ما باشیم و آهیز رحمت سوی ما بگشای راهی
هوش مصنوعی: در شرایط سخت و دشوار، اگر رحمتی به سمت ما بیاید، راهی برای رهایی ما پیدا خواهد شد.
ازان ره خوان سوی درگاه ما رابه ایمان بر برون همراه ما را
هوش مصنوعی: از آن راه، باید به سوی درگاه ما بیایی و با ایمان، ما را همراهی کنی.