بخش ۱۳ - آغاز سخن گستری به شروع در خردنامه اسکندری
هوش مصنوعی: این متن دربارهٔ سکندر مقدونی و تعلیمات اوست که تحت سرپرستی ارسطو قرار داشت. سکندر به عنوان جوانی با استعداد و باهوش معرفی میشود که از حکمت و دانش بسیار بهرهمند است. ارسطو به او میآموزد که علم و دانش نهتنها فرد را به کمال میرساند بلکه باعث شکوفایی جامعه نیز میشود. اهمیت آموزگار و یادگیری در زندگی فردی و اجتماعی تأکید شده است و گفته میشود که بدون دانش، انسان در جهالت و بیخبری باقی میماند. سکندر به خاطر بهرهمندی از آموزشهای حکیمانه، نیکیها و فضاهای مثبت را در جامعه ایجاد میکند و در پی تحقق علم و عدالت در دوران خود است.
شناسای تاریخ های کهنچنین رانده است از سکندر سخن
هوش مصنوعی: شناسایی تاریخهای باستانی به گونهای یاد شده است که سخنانی از سکندر به آن نسبت داده شده است.
که مشاطه دولت فیلقوسچو آراست روی زمین چون عروس
هوش مصنوعی: چون مشاطهگر (آرایشگر) دربار فیلقوس، زمین را به زیبایی و آراستگی عروسی تزیین کرد.
ز دمسازی این عروسش به برخدا داد پیرانه سر یک پسر
هوش مصنوعی: به خاطر نزدیکی و هم آهنگی با این عروس، خداوند به آن شخص سالخورده پسری عطا کرد.
پسر نی که گردون صدف گوهریفروزان ز اوج شرف اختری
هوش مصنوعی: پسر نی مانند دانهای درخشان است که از درون صدفی در آسمان به زیبایی و کمال میدرخشد.
ز بخشنده نامان چرخ کبودپی نامش اسکندر آمد فرود
هوش مصنوعی: از آسمان آبی، نام بخشندهای به زمین آمده است و او کسی نیست جز اسکندر.
چو بگذشت سال وی از هفت و هشتوزو فر شاهی فروزنده گشت
هوش مصنوعی: پس از گذشت سالهای زیادی، او به مقام سلطنت رسید و درخشان و نورانی شد.
پدر صاحب عهد خود ساختشبه تاج کیانی سر افراختش
هوش مصنوعی: پدر او با افتخار و احترام، او را به مقام و جایگاه بالایی رساند و به او تاجی از سلسله کیانیان داد.
قوی پنجگان را بدو داد دستسران را ز جز خدمتش پای بست
هوش مصنوعی: شخصیت قوی و توانمندی را به او سپردند و سران و بالاترین مقامها را به خدمتش در آورده و در خدمت او قرار دادند.
چو بیعت گرفتش ز گردنکشانبه سرچشمه علم دادش نشان
هوش مصنوعی: وقتی که او از گردنکشان بیعت گرفت، نشان و آگاهی را به او از منبع علم ارائه داد.
فرستاد پیش ارسطالسشکه گردد ز نابخردی حارسش
هوش مصنوعی: او را به سوی ارسطو فرستاد تا از نادانی و جهالتش محافظت شود.
بدو داد پیغام کای فیلسوفکه خورشید تو رسته است از کسوف
هوش مصنوعی: به او پیام دادند که ای فیلسوف، خورشید تو از سایه فرو رفته برخاسته است.
سپهر خرد را تویی آفتابز فیض تو یونان زمین نوریاب
هوش مصنوعی: تو منبع نور و روشنایی هستی که بر خرد و اندیشه حاکم است. از برکت وجود تو، زمین یونان روشنایی و آگاهی مییابد.
ز دانش شود کار گیتی به سازز بی دانشی کار گردد دراز
هوش مصنوعی: به وسیله دانش و علم، کارهای دنیا به سامان میرسد، اما از نداشتن علم، امور به طول میانجامد و مشکل میشود.
ز دل سر زند سر دانش نخستکه بر دست و پا کار گردد درست
هوش مصنوعی: از دل نیکی و دانش واقعی آغاز میشود، سپس با تلاش و کوشش، انسان میتواند به هدفهای خود دست یابد و کارهایش را بهخوبی انجام دهد.
اگر در جهان نبود آموزگارشود تیره از بی خرد روزگار
هوش مصنوعی: اگر در دنیا آموزگاری نباشد، روزگار به واسطه نادانی میشود تیره و تار.
تفاوت بود اهل تمییز رابه هر کس ندادند هر چیز را
هوش مصنوعی: افراد با درک و فهم متفاوت از یکدیگر هستند و به هر کسی نمیتوانند هر چیزی را بدهند.
همان به که نادان به دانا رودکه از دانشش کار بالا رود
هوش مصنوعی: بهتر است کسی که نادان است، به افراد دانا برود و از دانش آنها بهرهمند شود، چرا که این دانش میتواند سبب پیشرفت و ارتقای او شود.
چو نادان ز دانا کند سرکشینبیند ز دوران گیتی خوشی
هوش مصنوعی: وقتی فرد بیخبر از دانا سرکشی کند، خوشیهای زندگی را از دست میدهد و از خوبیهای روزگار غافل میشود.
اگر شاه دوران نباشد حکیمبود در حضیض جهالت مقیم
هوش مصنوعی: اگر در زمانهای پادشاهی نباشد، حکیم هم در عمیقترین جهل و نادانی زندگی میکند.
ازو شیوه جهل خیزد همهوزو میوه ظلم ریزد همه
هوش مصنوعی: همه جهل و نادانی از او سرچشمه میگیرد و نتیجهاش فقط ظلم و ستم است که به بار میآورد.
ازو حظ بد کامگاری بودنصیب نکو خاکساری بود
هوش مصنوعی: از او، کسی که خوب و فرزانده است، بهرهای برای کامیابی نصیب بد بدان خوشنامی و تواضع میشود.
سکندر که پرورده مهدم اوستبر او رنگ شاهی ولیعهدم اوست
هوش مصنوعی: سکندر که در دامان او بزرگ شده است، به او جلوه و رنگ شاهی بخشیده است و او وارثی برای سلطنت او خواهد بود.
ز هر نقش لوح دلش ساده استوی نقش را قابل افتاده است
هوش مصنوعی: دل او همچون لوحی است که تنها یک نقش ساده بر آن است و این نقش، ارزش و بهایی برای او ندارد.
به قانون اقبال داناش کنبر اسباب دولت تواناش کن
هوش مصنوعی: به قانون خوشبینی، عقل و دانش را به کار بگیر و برای رسیدن به موفقیت و ثروت از آن استفاده کن.
ز حکمت بدانسان کنش بهره مندکه سازد پس از مرگ نامم بلند
هوش مصنوعی: از عقل و دانایی به گونهای عمل کن که پس از مرگ، نام نیک و یاد تو در ذهنها باقی بماند.
دهد گوهرش را عدالت شرفمرا گردد اندر عدالت خلف
هوش مصنوعی: عدالت به من ارزش و مقام میدهد و باعث میشود که من در مسیر انصاف راستگرا و راستی پیش بروم.
شود عرصه دهر آباد ازودل و جان غمدیدگان شاد ازو
هوش مصنوعی: زمانه به واسطه او سرآمد آرامش و خوشحالی دلهای غمگین میشود.
ارسطالس این نکته ها چون شنودبه درس سکندر زبان را گشود
هوش مصنوعی: وقتی ارسطو این نکات را شنید، زبانش را برای آموزش به اسکندر باز کرد.
به حکمت چراغ دل افروختشره حل هر مشکل آموختش
هوش مصنوعی: با خرد و دانایی، دل او را روشن ساخت و روش حل هر مشکلی را به او یاد داد.
سکندر که طبع هنر سنج داشتبه امکان درون از هنر گنج داشت
هوش مصنوعی: سکندر که استعداد درک هنر را داشت، در وجود خود از هنر و قابلیتها به خوبی بهرهمند بود.
نشد ضایع اندر طلب رنجهاشز امکان به فعل آمد آن گنجهاش
هوش مصنوعی: در تلاش و کوشش او چیزی از بین نرفت و آن گنجینهها به واقعیت تبدیل شدند.
به نقادی فکر روشن که بودگذشت از رفیقان به هر فن که بود
هوش مصنوعی: به بررسی و ارزیابی افکار روشنی بپرداز که هر یک از دوستان در هر زمینهای داشتهاند و از آن عبور کن.
به امداد استاد و همکار نیزبدانست اسرار بسیار چیز
هوش مصنوعی: به کمک استاد و همکار، او همچنین به رازهای بسیاری پی برد.
ز دل حرف نابخردی کاستهبه علم طبیعی شد آراسته
هوش مصنوعی: دل از سخنان بیخود و نادانانه خالی شده و به علم و دانش طبیعی آراسته و مزین گشته است.
کشید از جمال طبایع نقابز اجسام و اعراض شد بهره یاب
هوش مصنوعی: جمال طبیعت به گونهای خود را از مواد و اشیا جدا کرده و از آنها بهرهمند شده است.
وز آن پس ره جهل کاهی گرفتفروغ از علوم الهی گرفت
هوش مصنوعی: پس از آن، جهل و نادانی گسترش یافت و نور دانشهای الهی کمرنگ شد.
به یزدان شناسی علم برفراختز دانش پژوهی خدا را شناخت
هوش مصنوعی: به خداوندی که تنها وجود واقعی است، معرفت و آگاهی بیفزا و از طریق علم و دانش به شناخت او دست یاب.
شد از فسحت خاطر آگهشریاض ریاضی تماشاگهش
هوش مصنوعی: از خوشی و وسعت خاطر او، باغی از زیبایی و دلانگیزی در مقابلش گشوده شده است.
ز اقلیدس اقلیدش آمد به دستطلسمات گنج مجسطی شکست
هوش مصنوعی: از اقلیدس، دانش ریاضیاتی حاصل شد و با استفاده از جادوگری، رازهای علمی و دانشهای بزرگ به دست آمده است.
کمالات وی شد ز قوت سرایبه سر منزل فعل محمل گشای
هوش مصنوعی: کمالات او از قدرت منزلت خویش تا رسیدن به عمل و عمل کردن رونق مییابد.
نهالش درین باغ کون و فسادشکوفه برآورد و بر نیز داد
هوش مصنوعی: در این باغی که ایجاد و زوال در آن وجود دارد، درختی کشت شده که شکوفه میدهد و به دیگران نیز سود میرساند.
شد از گردش چرخ دیرین اساسحقایق پذیر و دقایق شناس
هوش مصنوعی: از تبدیل و تغییرات زمان، پایههای حقیقت آشکار میشود و انسان به درک جزئیات عمیق میرسد.
بلی حکمت آنست پیش حکیمکه بر راه دانش شود مستقیم
هوش مصنوعی: بله، حکمت این است که انسان در برابر دانایان و خردمندان قرار گیرد و به طریق صحیح علم و دانش گام بردارد.
به نور دل پاک حکمت پرستبرد پی به هر چیز آنسان که هست
هوش مصنوعی: دل پاک و روشن، راهنمایی میکند که انسان به حقیقت هر چیز پی ببرد و آن را آنگونه که هست، درک کند.
چو تحسین صورت نه مقدور اوستدر آرایش باطن آورده روست
هوش مصنوعی: زیبایی ظاهری تنها در اختیار او نیست؛ بلکه زیبایی باطن و دلاوری واقعی در عمق وجود انسان قرار دارد.
کشد خامه در دفتر آب و گلز دانش دهد زیور جان و دل
هوش مصنوعی: قلم در دفتر، زیباییهای طبیعی و دنیای مادی را ثبت میکند و از علم و دانش، روح و دل را زینت میبخشد.