بخش ۲۸ - حکایت آن طفل خرد که نان بزرگ در دست داشت، می خورد و می گریست که این نان اندک است و اشتهای من بسیار
هوش مصنوعی: در این داستان، شخصی زیرک در بغداد در حال walking است که به طور تصادفی با کودکی روبهرو میشود. کودک در حالی که نانی را در دست دارد، گریه میکند. زیرک از او میپرسد که چرا گریه میکند و کودک توضیح میدهد که او گرسنه است و نمیتواند به سیری برسد. او از زودتمام شدن خوشیها و نعمتها نگران است و از بینصیب بودن خود از غذا و زندگی راحت شکایت دارد. سپس از ساقی میخواهد که برایش نوشیدنی بیاورد تا بتواند احساس سیری و قدرت کند و از زندگی لذت ببرد. کودک آرزوی شنیدن نغمههای شاد و زندگی پربار را دارد.
به بغداد شد گامزن زیرکیدوچارش فتاد از قضا کودکی
هوش مصنوعی: در بغداد مرد زیرکی در حال راه رفتن بود که به طور ناخواسته به یک کودک برخورد کرد.
ز دور رخش قرص مه را شکستچو روی خودش گرده نان به دست
هوش مصنوعی: از دور، چهرهاش مثل ماه میدرخشد و مانند نانی گرد و زیبا در دست دارد.
همی خورد ازان گرده و می گریستبدو گفت زیرک که این گریه چیست
هوش مصنوعی: در حال خوردن نان، او میگریست. زیرک به او گفت: چرا اینقدر ناراحتی و گریه میکنی؟
بگفتا منم کودک یک تنهز خوان امل معده گرسنه
هوش مصنوعی: او گفت من کودک تنها و بیپناهی هستم که از سفرهٔ آرزوها، با شکم گرسنه نشستهام.
بسی اشتها سخت و این گرده خردکجا راه سیری توانم سپرد
هوش مصنوعی: من خیلی میل و رغبت دارم و این قورت کوچک کجا میتواند مرا سیر کند؟
ز گریه از آنم چنین تلخکامکه می دانم این زود گردد تمام
هوش مصنوعی: از شدت گریه و اندوه به این حال درآمدهام که میدانم این وضعیت به زودی به پایان خواهد رسید.
بمانم ز بی توشگی سر به زیرنه در دست من نان و نی معده سیر
هوش مصنوعی: من تحمل دوری تو را دارم و سرم را پایین نگه میدارم، اما در حال حاضر نه غذایی در دست دارم و نه معدهام سیر است.
بیا ساقی آن می که سیری دهددرین بیشه ام زور شیری دهد
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، آن شرابی را بیاور که در این جنگل مرا سیراب کند و نیرویی چون شیر به من بدهد.
بده تا درآیم چو شیر ژیانبه هم بر زنم کار سود و زیان
هوش مصنوعی: بیا تا مانند شیری قوی و نیرومند وارد میدان شوم و در آنجا به بررسی کارها و عواقبشان بپردازم.
بیا مطربا وز کمان ربابکه از رشته جان زهش برده تاب
هوش مصنوعی: بیا ای نوازنده و با ساز خود بخوان، چون جان من تحت تأثیر نغمههای زیبای تو قرار گرفته است.
ز هر نغمه زیر تیری فکنبه من چون شکاری نفیری فکن
هوش مصنوعی: از هر آهنگی که میشنوی، به من تیر پرتاب کن، مثل شکارچی که در حین شکار صدایی میزند.