بخش ۳۸ - حکایت پرویز با آن ماهیگیر که چون ماهی درم ریزش کرد و به نصیحت تلخ شیرین که آن درم ریزی مضاعف شد
هوش مصنوعی: در این شعر داستانی زیبا و اخلاقی روایت میشود که در آن پرویز و شیرین در کنار هم نشستهاند. ناگاه ماهی فروشی با ماهیای درخشان و زیبا به نمایش میگذارد. پرویز تحت تأثیر زیبایی ماهی، به او پول فراوانی میدهد. شیرین بر این کار او انتقاد میکند که این میزان بخشش برای یک ماهی منطقی نیست و میگوید که باید با احتیاط بیشتری عمل کرد. همچنین او به پرویز پیشنهاد میکند که از فروشنده بپرسد که ماهی نر است یا ماده، تا دقیقتر تصمیم بگیرد. نتیجه این گفتگو باعث میشود که پرویز متوجه بخل فروشنده شود و در نهایت تصمیم میگیرد که به جای بخشش این قدر زیاد، با صداقت و دقت بیشتری در خریدهایش عمل کند. داستان به نقد رفتار مردان نسبت به زنان و اهمیت توجه به عقل و تدبیر در امور زندگی اشاره دارد و پیامهای اخلاقی را در قالبی زیبا و شاعرانه بیان میکند.
یکی روز پرویز و شیرین به همنشسته چو خورشید و پروین به هم
هوش مصنوعی: روزی پرویز و شیرین در کنار هم نشسته بودند، همانطور که خورشید و ستارههای پروین در آسمان با هم درخشیدند.
ز ناگه به رسم هواخواهییبرآورد دریایی ماهیی
هوش مصنوعی: دریایی از شور و شوق ناگهان ظاهر شد، که در آن یک ماهی نمایان شد.
نه ماهی که زیبا طلسمی ز سیمنموداری از صنع دانا حکیم
هوش مصنوعی: این یک تصویر زیبا از یک ماهی است که با ظاهری زیبا و دلفریب، توجه را جلب میکند. این ماهی جلوهای از هنرمندی و خلاقیت طبیعت است که نشاندهندهٔ دستآوردهای حکیمانه و طراحیهای دلنشین موجود در جهان است.
تر و تازه چون ساعد نیکوانربوده دل از دست پیر و جوان
هوش مصنوعی: مانند بازویی لطیف و تازه، دلها را از دست هر دو دسته، یعنی پیران و جوانان، ربوده است.
چو روز جزا ممسک بی کرمهمه پشت و پهلوی او پر درم
هوش مصنوعی: در روز قیامت، زمانی که به خداوند مراجعه میشود، همه چیز در اختیار اوست و ثروت و قدرتش بینهایت است. مردم در آن روز به خوبی و کرامت او پی خواهند برد.
خوش آمد بسی طبع پرویز رابیفشاند دست گهر ریز را
هوش مصنوعی: پرویز بسیار خوشحال است و دستش را به نشانهی استقبال باز کرده است، و این نشان دهندهی شادی و لذت او است.
که تا خازنش راه احسان سپردهزاران درم در کنارش شمرد
هوش مصنوعی: او به خزانهدار دستور داد که راه احسان و بخشش را در پیش گیرد و هزاران درهم ثروت را در کنار او حساب کند.
چو شیرین بدید آن کرم گستریبدو گفت کای قبله سروری
هوش مصنوعی: وقتی شیرین آن موجود زیبا را مشاهده کرد، به او گفت: ای سرور عزیز من.
به ماهی فروشی بدینسان عطابود پیش ارباب احسان خطا
هوش مصنوعی: به فروشنده ماهی به گونهای لطف و مرحمت شد که او را در نزد صاحب نیکی دچار اشتباه کرد.
به هر کس که بخشش کنی اینقدرکجا آیدش اینقدر در نظر
هوش مصنوعی: هر کسی را که بخشش کنی، نمیتواند از نظرش چیزی به اندازه آن بخشش باشد.
بگوید که این نرخ یک ماهی استچه لایق به جود شهنشاهی است
هوش مصنوعی: بگوید که این قیمت برای یک ماهی است، چه اندازه شایسته و مناسب بخشش و بخشندگی یک پادشاه بزرگ است.
وگر کم از آنش دهی گوید آهکم از نرخ یک ماهیم داده شاه
هوش مصنوعی: اگر از چیزی که به او دادهای کم کنی، بیدرنگ ناله خواهد کرد که کمتر از بهایی که برایش پرداخته شده، به من دادهای.
شهش گفت اکنون چه درمان کنمکه رد درمهاش فرمان کنم
هوش مصنوعی: آنچه اکنون میگوید این است که چه کار کنم تا بتوانم برای دردهایش درمانی پیدا کنم و به او چیزی بگویم که به من دستور دهد.
بگفتا بپرسش که ای خودپرستشکار تو ماده ست یا خود نر است
هوش مصنوعی: او گفت: از خودت بپرس که آیا شکار تو ماده است یا نر؟
به هر یک که گوید ازین دو جواببگو نیست خوردن از آنم صواب
هوش مصنوعی: به هر کس که از من درباره این دو موضوع سوال کند، میگویم که پاسخ درست و منطقی در مورد آنها وجود ندارد. من خوردن از آن را درست نمیدانم.
بیا فسخ این بیع را ساز دهدرم های سنجیده را باز ده
هوش مصنوعی: بیایید این معامله را باطل کنیم و پولهایی که به دقت حساب شدهاند را پس بدهیم.
چو بشنید ماهی فروش این سؤالبدانست از زیرکی سر حال
هوش مصنوعی: وقتی ماهیفروش این سوال را شنید، با هوشیاری و باریکبینی به خوبی متوجه منظور آن شد.
بگفتا برون زین دو معنی ست ایننه نر است و نی ماده خنثی ست این
هوش مصنوعی: او میگوید که این مسئله شامل دو مفهوم است و نه تنها به نر و ماده اشاره میکند، بلکه به یک حالت خنثی هم اشاره دارد.
بخندید پرویز و دادش مثالکه گردد مضاعف بر او آن نوال
هوش مصنوعی: پرویز خندید و گفت که وقتی انسان خوشحال است، نعمتهایش نیز افزایش پیدا میکند.
یک انبان درم شد گرفتش به پشتپی نرمی روزگار درشت
هوش مصنوعی: یک کیسه پر از درم به دوش گرفتم، زیرا روزگار نرم و راحتی تبدیل به روزگار سخت و دشوار شد.
چو برداشت از بهر رفتن قدمفتادش ز انبان فرو یک درم
هوش مصنوعی: وقتی که او برای رفتن قدم برداشت، یک درم از کیسهاش افتاد.
فکند از سر دوش انبان و زودنهاد آن درم را به جایی که بود
هوش مصنوعی: او کیسهای را که بر دوش داشت بر زمین انداخت و به سرعت سکهاش را در جای همیشگیاش گذاشت.
به شه گفت شیرین ببین کان لئیمچها می کند بهر یک قطعه سیم
هوش مصنوعی: به پادشاه گفت شیرین که نگاه کن، این انسان پست برای به دست آوردن حتی یک تکه سکه چه کارهایی میکند.
چو شد ظاهر این بخل پنهان ازوسزد گر ستانیم انبان ازو
هوش مصنوعی: زمانی که این بخل نهان او آشکار شد، جایز است که انبان او را بگیریم.
سوی خویش پرویز از ره بخواندوز آن بخل ورزی بدو قصه راند
هوش مصنوعی: پرویز از راه به سمت خود دعوت میکند و به خاطر آنکه از او بخل ورزیده شده، داستانی را برای او نقل میکند.
زمین را ببوسید کای شهریارز نام تو بود آن درم سکه دار
هوش مصنوعی: زمین را بخوانید و بوسه بزنید، زیرا ای پادشاه، این سکه از نام تو به وجود آمده است.
گرفتم که ناگه یکی تیره راینساید بر آن بی ادب وار پای
هوش مصنوعی: یعنی ناگهان متوجه شدم که کسی با رفتار ناپسند و بیاحترامی، نمیتواند مانع از پیشروی من شود یا بر من تأثیر منفی بگذارد.
چو بشنید حسن ادب داریشنکوکاری و نغز گفتاریش
هوش مصنوعی: وقتی حسن صدای خوب او را شنید، فهمید که او چقدر با ادب و باهوش است و چقدر شیوا و زیبا سخن میگوید.
دگر باره رسم کرم فاش کردز گنج نوالش درم پاش کرد
هوش مصنوعی: باز هم روش بخشندگیاش را آشکار کرد و از گنجینهی نیکیاش، پول (درم) پخش کرد.
وز آن پس بگفتا که کارآگهانمنادی کنند این سخن در جهان
هوش مصنوعی: سپس او گفت که آگاهان و دانایان این سخن را در دنیا پخش خواهند کرد.
که باشد به فرموده زن عملزیان بر زیان و خلل بر خلل
هوش مصنوعی: هر کس که از دستورات زن پیروی کند، دچار مشکلات و خسارات بیشتری خواهد شد.
ز گفتار ایشان ببندید گوشمباشید از زن نصیحت نیوش
هوش مصنوعی: بهتر است از حرفهای آنها گوش نکنید و از زن نصیحت نپذیرید.
بیا ساقی و جام مردانه دهبزن جام بر سنگ و پیمانه ده
هوش مصنوعی: بیایید، ای ساقی، و یک جام از شراب مردانه به من بدهید. جام را بر روی سنگ بزن و پیمانه را نیز پر کن.
زن آمد جهان سخره زن مباشبرای زن اینسان فروتن مباش
هوش مصنوعی: زنی به دنیا آمده که نباید به خاطر او دچار ذلت و خاری شوی، پس برای او اینگونه خوار و فروتن نباش.
بیا مطرب و زیر و بم ساز جفتبزن آشکار این نوای نهفت
هوش مصنوعی: بیا ای هنرمند و با دقت بیشتری آهنگ بزن، تا صدای پنهان و دلپذیر ما به وضوح شنیده شود.
که بر بخرد این نکته روشن بودکه مأمور زن کمتر از زن بود
هوش مصنوعی: این موضوع برای فرد خردمند کاملاً واضح بود که مسئولیت زن کمتر از خود زن است.