بخش ۴۴ - حکایت پادشاه فرزانه با آن دیوانه از خرد بیگانه
هوش مصنوعی: این شعر درباره دیوانهای است که با بیاعتنایی به خواستههای مادی و دولتمندی شاهان، به سرنوشت و آسیبهای دنیای فانی اشاره میکند. او به یک ستمپیشه اشاره میکند که فقط به فکر بهرهبرداری از دیگران است و نمیتواند خوبی ببیند. دیوانه نمیخواهد زیر بار دنیای فریبنده برود و به جای آن درخواست میکند که از او فاصله بگیرند و او را از غم و اندوه رها کنند. در نهایت، او به درخواستهای مادی و ظاهری دنیوی بیاعتنا بوده و خواستار آزاد شدن از قید و بندهایی است که زندگی به او تحمیل کرده است.
ز شاهان پیشین ستم پیشه ایدر آزار نیکان بد اندیشه ای
هوش مصنوعی: از میان شاهان گذشته، ستمگری وجود داشت که نسبت به نیکوکاران، کمفکری و بداندیشی کرد.
به دیوانه ای گفت آشفته خویکه از دور گردون چه خواهی بگوی
هوش مصنوعی: به دیوانهای گفتند که به خاطر حال آشفتهاش، چه خواستهای از دورگردون (سرنوشت یا تقدیر) دارد.
اگر مال خواهی و بگزیده گنجکشد پیش روی تو نادیده رنج
هوش مصنوعی: اگر به دنبال ثروت هستی، بدان که برای به دست آوردن آن، باید سختیها و زحمات زیادی را تحمل کنی که شاید در ابتدا دیده نشوند.
وگر جفت خواهی و ایوان و کاخکند بر تو میدان عشرت فراخ
هوش مصنوعی: اگر به دنبال دوست و همدم و زندگی راحتی هستی، باید برای خودت زمینهای از خوشی و لذت فراهم کنی.
وگر خواهی از تاج شاهی رواجنهد بر سرت از سر شاه تاج
هوش مصنوعی: اگر میخواهی تاج شاهی بر سرت باشد، باید تاج را از سر شاه بگیری.
بخندید دیوانه کای ساده دلبر این کار بازیچه بنهاده دل
هوش مصنوعی: این دیوانه را ببین که چقدر بیخبر و سادهدل است؛ او به این کارها و ترفندهای دنیوی دل بسته است و نمیداند که اینها تنها بازیچههای بیاهمیت هستند.
فلک کیست سرگشته هرزه گردشب و روز با اهل دل در نبرد
هوش مصنوعی: آسمان کیست که همیشه در حال گردش و سرگردانی است و با انسانهای با ایمان و دلسپرده در جدال و مبارزه به سر میبرد؟
به جز کجروی نیست اندیشه اشجز آزرن راستان پیشه اش
هوش مصنوعی: فکر او جز انحراف و نادرستی نیست و او هیچ راهی جز راه کج و مشکل را در پیش نگرفته است.
ستاند ز نوشیروان تاج و تختدهد با چو تو ظالم دیده سخت
هوش مصنوعی: از نوشیروان تاج و تخت گرفته میشود، زیرا با وجود کسی مثل تو که ظالم است، باید با دیدی سخت و بیرحم رفتار کرد.
من از وی چه نیکی توقع کنمکه چون سفلگانش تواضع کنم
هوش مصنوعی: من از او چه خیر و خوبی میتوانم بخواهم در حالی که او مثل پستها با من همینطور فروتنانه برخورد میکند؟
ز کج غیر چشم کجی داشتنبود خاک در دیده انباشتن
هوش مصنوعی: اگر از چشم بدم باکی نداشته باشی، نباید انتظار داشته باشی که زمین در چشمانت جمع شود.
بیا ساقیا تا کی این بخردیبنه بر کفم مایه بیخودی
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، تا کی این عقل را بر دستم بگذار، من به نوشیدن در حالت بیخودی نیاز دارم.
چنان فارغم کن ز ملک و ملککه سر درنیارم به چرخ فلک
هوش مصنوعی: چنان مرا از سلطنت و داراییها آزاد کن که حتی نتوانم به آسمان و گردونه زندگی فکر کنم.
بیا مطربا کز غم افسرده امز پژمردگی گوییا مرده ام
هوش مصنوعی: بیا ای نوازنده، من از غم و اندوه بسیار ناراحت و دلشکستهام، گویی که دیگر زنده نیستم.
چنان گرم کن در سماعم دماغکه بخشد ز دور سپهرم فراغ
هوش مصنوعی: به گونهای مرا در اوج شادی و نشئگی غرق کن که از فشار و مشکلات زندگی دور شوم و احساس آرامش کنم.