بخش ۷۶ - در بی وفایی این رباط دو در و بساط آی و گذر که آینده در وی به محنت زید و رونده از وی به حسرت رود
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی زندگی انسان و سرنوشت او میپردازد. شاعر به نقش موقتی زندگی و سفر انسانها اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که در این رفت آمدها، هیچکس نمیتواند از درد و رنج فرار کند. او زندگی را به یک کاروانسرا تشبیه میکند که در آن مسافران به طور موقت اقامت دارند و هیچکس از سرنوشت و مرگ گریز ندارد.
شاعر در ادامه به داستانهای تاریخی مانند نوح، ابراهیم، یعقوب و محمد اشاره میکند تا نشان دهد که همه انسانها سرانجام به مرگ و فنا دچار میشوند. او با فراخوانی به عبرتگیری از سرنوشت پیشینیان، تاکید میکند که حتی حکمت و دانش نیز نمیتواند از مردن جلوگیری کند.
این متن یادآوری میکند که در برابر عاقبت زندگی و مرگ، همه ما برابر هستیم و بهتر است به خود بنگریم تا از حال خود عبرت بگیریم. در نهایت، شاعر میگوید که گریه بر رفتگان مفید است، اما باید بر خودمان بیشتر توجه کنیم و از زندگیامان درس بگیریم.
رباطیست گیتی دو در ساختهپی رهروان رهگذر ساخته
هوش مصنوعی: جهان مانند یک کاروانسراست که برای مسافران و رهگذران ساخته شده است.
یکی می رسد وان دگر می رودولیکن به خون جگر می رود
هوش مصنوعی: نفر اولی به مقصدش میرسد و نفر دومی در مسیرش به سختی و درد میافتد، اما در نهایت هر دو راه خود را میروند.
ازین رفتن و آمدن چاره نیستدل کیست زین غم که صد پاره نیست
هوش مصنوعی: در زندگی، رفتن و آمدنها اجتنابناپذیرند و دل انسان نیز از غمها نمیتواند در امان باشد، زیرا هیچ دلی نیست که به طور کامل از غمها بینصیب بماند.
رباط ار چه باشد سراسر سروراقامت در او باشد از راه دور
هوش مصنوعی: هرچند که رباط ممکن است یک مکان ساده باشد، اما اگر در آنجا بمانیم، حس شادی و لذت را تجربه میکنیم، حتی اگر از فاصلهای دور به آن نگاه کنیم.
چو گردد مسافر مقیم رباطچه سان در وطن گستراند بساط
هوش مصنوعی: وقتی مسافر در جایی سکونت کند، چگونه میتواند در وطن خود راحتی و آسایش را فراهم کند؟
ره زیرک آخر اندیش گیرز اول طریق وطن پیش گیر
هوش مصنوعی: مسیر هوشمندانه را در نظر داشته باش و از همان ابتدا به فکر وطن خود باش.
گر آدم نژادی درین دیولاخعمارت مکن باغ و ایوان و کاخ
هوش مصنوعی: اگر انسانی در این دنیای بیارزش بنایی بسازد، از باغ، ایوان و کاخ چه سودی دارد؟
کسانی که کشتند پیش از تو باغبر ایشان نگر باغ را گشته داغ
هوش مصنوعی: کسانی که قبل از تو باغ را خراب کردند، به سرنوشت آنها نگاه کن که حالا باغ به آتش کشیده شده است.
تگرگ آمده ز ابر بی آب مرگنه در باغشان شاخ مانده نه برگ
هوش مصنوعی: تگرگ از آسمان فرود آمده و باعث نابودی شده است. در باغهایشان نه شاخهای باقی مانده و نه برگی.
بر ایوانشان طاق پرکنگرهپی قطعشان گشته بران اره
هوش مصنوعی: بر روی ایوان آنها، طاق زیبا و تزیینشدهای قرار دارد که بهخاطر برشهایی که بر روی آن صورت گرفته، به نظر میرسد که نازک و شکننده شده است.
بریده به سان درخت کهنازین باغ ویرانشان بیخ و بن
هوش مصنوعی: به شکل یک درخت قدیمی از این باغ خراب و ویران جدا شدهام، بیریشه و بیپایه.
بود دور ازیشان پر اندوه کاخاز آنش دو حرف از سه حرف است آخ
هوش مصنوعی: دور از آنها، کاخی پر از اندوه وجود دارد که از دو حرف از سه حرف تشکیل شده است.
کلوخی کزان کاخ افتاده پستنکرده بر آن جز کلاغی نشست
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم این است که هیچ چیز ارزشمندی از یک چیزی که به خاطر افتادن از مرتبهی بالا به پایین، تغییر نکرده و فقط موجودات بیارزش یا کمارزش به آن سمت جذب میشوند. به عبارت دیگر، وقتی چیزی از مقام یا حالت بالاتری به پایین بیفتد، دیگر به آن توجهی نمیشود و فقط موجوداتی که به آن، ارزش کمتری دارند، به سراغش میآیند.
خوش آن مرغ زیرک درین طرفه باغکه ننشیندش بر کلوخی کلاغ
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن پرنده زیرک که در این باغ زیبا، بر روی کلوخهایی که کلاغها مینشینند، نمینشیند.
نه هرگز یکی دانه کرده ست کشتنه خشتی نهاده ست بالای خشت
هوش مصنوعی: نه هرگز کسی که تنها یک دانه کشته باشد، کشت و زرع نداشته است و نه کسی که فقط یک آجر روی آجر گذاشته باشد، بنای محکمی ساخته است.
چو مرغی که آید ز بالا به زیربود صبحگه گرسنه شام سیر
هوش مصنوعی: مانند پرندهای که از ارتفاع فرو میآید، انسان نیز در زندگی ممکن است از اوج به پستی بیفتد. گاهی در صبح با خالی بودن شکم شروع میکند و در پایان روز با سیری و رضایت به شب میرسد.
ادیم زمین را زده پشت پایشده بر سر چرخ نعلین سای
هوش مصنوعی: زمین را زیر پا گذاشتهای و با نعلین خود بر سر آسمان فشار میآوری.
بدیده ست از آغاز انجام راگزیده ست بر کام ناکام را
هوش مصنوعی: از ابتدا به سرنوشت خود آگاه بوده و نتیجهی کار خود را دیده است، اما به خواستهاش نرسیده است.
درین مرحله پر نشیب و فرازبه جز چشم عبرت نکرده ست باز
هوش مصنوعی: در این مرحله پر از فراز و نشیب، جز نگاه عبرتآموز، چیزی باقی نمانده است.
مرا و تو را نیز دادند چشمبر احوال گیتی گشادند چشم
هوش مصنوعی: به ما و تو چشم دادهاند تا به وضعیت و حال و احوال دنیای اطراف نظاره کنیم و ببینیم.
بیا تا به عبرت نگاهی کنیموز این کوچگه رو به راهی کنیم
هوش مصنوعی: بیایید با هم به درسی که از زندگی میگیریم نگاه کنیم و از این وضعیت به سمت راهی نو حرکت کنیم.
ببینیم از آغاز کآدم چه کردچو زد خیمه بیرون ز عالم چه کرد
هوش مصنوعی: ببینیم از ابتدا آدم چه کار کرد و وقتی که از دنیای اولیه بیرون آمد، چه اقداماتی انجام داد.
چه شد نوح و بهر چه بودش نشستبه کشتی که طوفان مرگش شکست
هوش مصنوعی: نوح به چه دلیلی در کشتی نشسته بود، وقتی که طوفان زندگیاش را به پایان میرساند؟
کجا شد خلیل و نمکدان اوکه از مرگ شد بی نمک خوان او
هوش مصنوعی: کجا رفت خلیل و نمکدانی که داشت، آن کسی که با مرگش سفرهاش بینمک شد؟
چه شد حال یعقوب و یوسف کجاستکزو جز نفیر تأسف نخاست
هوش مصنوعی: حال یعقوب چگونه است و یوسف کجاست؟ جز صدای اندوهی که برمیخیزد، چیزی دیگر شنیده نمیشود.
ز مصر از چه رو کوس تحویل زدکه مصر از غمش جامه در نیل زد
هوش مصنوعی: چرا کوس خوشحالی و جشن از مصر به صدا درآمد در حالی که مصر به خاطر غم و اندوهش به جان نهر نیل لباس پوشید؟
سلیمان کجا خفت و کو آصفشچرا خاتم ملک رفت از کفش
هوش مصنوعی: سلیمان کجا خوابش برد و آصفش کجاست که انگشتر سلطنتش از دستش افتاد؟
کلیم و عصا کو و آن طور و نوربه فرعونیان از وی آشوب و شور
هوش مصنوعی: کلیم و عصا کجا هستند و آن نور که برای فرعونیان آشوب و هیجان به وجود آورد؟
مسیحا که در مرده جان می دمیدببین تا ازان مرده جانان چه دید
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر کشیده شده که مسیحا (نجاتدهنده) به مردگان حیات میبخشد. حال، به این موضوع توجه کن که او از این افراد بیجان چه چیزی را مشاهده کرده است.
محمد که خورشید افلاک بوددر آخر مقامش ته خاک بود
هوش مصنوعی: محمد، که مانند خورشید در آسمان بود، در نهایت به خاک سپرده شد.
شنیدی سر انجام پیغمبرانبیا بشنو افسانه دیگران
هوش مصنوعی: شنیدی که پیامبران چه سرنوشتی دارند؟ حالا بیایید داستان دیگری از دیگران را بشنویم.
حکیمان که دانشوران بوده اندبه هر کار حیلتگران بوده اند
هوش مصنوعی: دانشمندان و حکیمان همواره در هر کاری راهحلهای فکری و تدبیری پیدا کردهاند.
نیارست ازان زیرکان هیچ کسکه تأخیر مردن کند یک نفس
هوش مصنوعی: هیچ کس از زیرکان نمیتواند تأخیر در مرگ را حتی برای یک لحظه به تأخیر اندازد.
همه سر درین ورطه بنهاده اندبه صد درد و اندوه جان داده اند
هوش مصنوعی: همه در این مشکلات و پیچیدگیها فرو رفتهاند و به خاطر درد و حسرت زیاد، جان خود را از دست دادهاند.
چه گویم ز شاها که چون رفته انددرونها پر از خون برون رفته اند
هوش مصنوعی: چه بگویم از حال شاهان که وقتی به درون میروند، دلهایشان پر از غصه و درد است و از آنجا بیرون میآیند.
به تاراج داده اجل رختشانشده پایمال خسان تختشان
هوش مصنوعی: زمان مرگ زندگی و نعمتهایشان را به تاراج برده و به دست بداندیشان رنج و زحمتشان زیر پا رفته است.
برهنه شده تارک سر ز تاجتهی گشته مخزن ز مال و خراج
هوش مصنوعی: سر از تاج خالی شده و خزانه دیگر پر از مال و دارایی نیست.
زدی کوسشان دولت از پشت پیلاجل عاقبت کوفت طبل رحیل
هوش مصنوعی: پیروزی و شادمانی آنها به گوش میرسد، اما در نهایت، سرنوشت و زمان به سراغشان میآید و سفر زندگیشان به پایان میرسد.
به صد نازقالب که پرورده اندازان قالب خشت پر کرده اند
هوش مصنوعی: به تعداد زیادی از افراد زیبا و دلبر که از خشت ساخته شدهاند، در واقع به معنای افرادی که به خوبی پرورش یافته و تربیت شدهاند، اشاره دارد. این افراد به گونهای طراحی و ساخته شدهاند که توجه و جذابیت خاصی دارند.
اگر بایدت صورت حالشانبه هر دور ادبار و اقبالشان
هوش مصنوعی: اگر باید توضاع آنها را در زمانهای مختلف به حالتهای خوب و بدشان ببینی،
به تاریخ های جهان در نگرکه دانم به تفصیل یابی خبر
هوش مصنوعی: به تاریخهای جهان نگاهی بینداز تا به خوبی اطلاعات را درک کنی.
که آن بر سر بستر خوش مردبه تیغ عدو آن دگر جان سپرد
هوش مصنوعی: یک نفر در بستر مرگ آرامش دارد در حالی که دیگری به دست دشمن جان خود را از دست میدهد.
یکی تن ازیشان سلامت نجستکه چرخش به زخم غرامت نخست
هوش مصنوعی: هیچکدام از آنها نتوانستند جان سالم به در ببرند، زیرا چرخ روزگار اولین آسیب را به آنها وارد کرده است.
جهانی که پایان او این بوددر او بخردان را چه تسکین بود
هوش مصنوعی: این دنیا که به این سرانجام ختم میشود، برای خردمندان چه آرامشی میتواند داشته باشد؟
ز بیداد این سبز گنبد گرینگویم بر ایشان که بر خود گری
هوش مصنوعی: از ظلم و ستم این دنیای سبز، نمیخواهم برای دیگران بگریم، بلکه باید بر خودم بگریم.
بر این رفتگان گریه بس در خور استولی از همه بر خود اولی تر است
هوش مصنوعی: برای کسانی که رفتهاند، گریه کردن بسیار مناسب است، اما از همه مهمتر، بر خودمان باید بیشتر گریه کنیم.