شمارهٔ ۷۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق صحبت میکند. شاعر به عشق خود اشاره میکند و از کمال زیبایی محبوبش شگفتزده است. او بیان میکند که هیچکس از زیباییهای معشوق بیتأثیر نمیماند و تشنگی عشق را تجربه کرده است. شاعر به زینتهای زلف و زیباییهای معشوقش اشاره میکند و میگوید که عاشقان همیشه در پی وصال او هستند. در نهایت، او تأکید میکند که عشق واقعی فراتر از آداب و تشریفات است و در این عشق، از همه چیز گذشت میکند.
روحی فداک ای صنم ابطحی لقبآشوب ترک و شور عجم فتنه عرب
هوش مصنوعی: ای محبوب من، جانم فدای تو باد. تو که در سرزمین ابطحی زندگی میکنی، باعث شور و شوق ترکها و درگیریهای عجم و فتنهانگیزی در عربها شدهای.
کس نیست در جهان که ز حسنت عجب نماندای در کمال حسن عجب تر ز هر عجب
هوش مصنوعی: هیچ کس در دنیا نیست که از زیبایی تو شگفتزده نشود، ای کسی که در کمال زیبایی، شگفتانگیزتر از هر زیبایی دیگری.
هر کس نیافت جرعه ای از جام وصل توزین بزمگاه تشنه جگر رفت و خشک لب
هوش مصنوعی: هر کس در این مهمانی نتوانست حتی کمی از جام وصال تو بنوشد، با دل تشنه و لبهای خشک از اینجا رفت.
تا زلف تو شب است و رخت آفتاب چاشت«واللیل والضحی » است مرا ورد روز و شب
هوش مصنوعی: تا زمانی که زلف تو تاریک و شبمانند است و چهرهات روشن و همانند آفتاب در میانه روز، من این وضعیت را در شب و روز به عنوان ذکر و راز خود میدانم.
کامی ز لب ببخش که عشاق خسته راصد خارخار در جگر افتاد ازان رطب
هوش مصنوعی: میگوید که لبخند و محبت معشوق به عاشقان خسته، همچون میوهای شیرین است که میتواند آلام و دردهای درونی آنها را تسکین دهد، چرا که آنها سالها رنج کشیدهاند و نیاز به محبت دارند.
رفتن به سر طریق ادب نیست در رهتما عاشقیم و مست نیاید ز ما ادب
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، رعایت آداب و نزاکت چندان اهمیتی ندارد. ما عاشق و شیدا هستیم و از ما انتظار نمیرود که به آداب و رسوم پایبند باشیم.
دل باد منزل غم و سر خاک مقدمتکین موجب شرف بود آن مایه طرب
هوش مصنوعی: دل به خانهی غم و سرزمین خاک تو وابسته است، چون همین عشق و درد، موجب شرف و خوشی من است.
مطلوب جامی از طلبم گفته ای که چیستمطلوب او همین که دهد جان درین طلب
هوش مصنوعی: آنچه که من در جستجوی آن هستم، همان چیزی است که تو از آن پرسیدی. مطلوب من این است که جانم را در این جستجو فدای کنم.