شمارهٔ ۲۶۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساس خستگی و دلتنگی عاشقانه سروده شده است. شاعر از درد و رنجی که ناشی از عشق ناهموار و دشوار است صحبت میکند، و به کنایه به کسانی که نسبت به زندگی و احوال عاشقان بیتوجهاند، هشدار میدهد. او به شدت به پند و نصیحتهای پیشین رد میشود و بر عشق و وفاداری تأکید میکند. در نهایت، شاعر امید و ارادهاش را برای رسیدن به عشق نشان میدهد و با عزمی راسخ میخواهد بر موانع غلبه کند.
ما خسته خاطریم و دل افگار و دردمندزان یار جنگجوی و نگار جفاپسند
هوش مصنوعی: ما از یاد و خاطره آن یار پرخاشگر و معشوقه بیرحم، خسته و دلگیر و پر درد هستیم.
ای ناچشیده چاشنی درد بیدلاناز حال ما بترس و بر احوال ما مخند
هوش مصنوعی: ای کسی که طعم تلخ درد عاشقان را نچشیدهای، از وضعیت ما بترس و به حال ما نخرند.
می کرد جا به خاطر ما پند پیش ازیناکنون که بند عشق قوی شد چه جای پند
هوش مصنوعی: او پیش از این برای ما نصیحت میکرد، اما اکنون که عشق به شدت در دل ما جای گرفته، دیگر نصیحت چه معنایی دارد؟
ما را میان اهل وفا عشق برکشیدهر جا که می رویم به عشقیم سربلند
هوش مصنوعی: ما را میان افراد وفادار، عشق به اوج رساند و هر جا که برویم، با عشق با افتخار حاضر هستیم.
بستم به خاکبوس درش رشته امیدبر کاخ عرش می فکند همتم کمند
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوهایم، به درب خانهای که در آن زندگی میکنم، چنگ انداختم و با کوشش خود، امیدم را به بلندای آسمانها میدهم.
بس نازک است خاطر رندان درد نوشای زاهد فسرده دل ابرام تا به چند
هوش مصنوعی: دل رندان بسیار حساس و آسیبپذیر است، ای زاهدی که دلتنگ و بیانگیزهای، تا کی میخواهی این حال را تحمل کنی؟
جامی ز نقشها سوی بی نقش راه بردخود را به نقش بست بر آن شاه نقشبند
هوش مصنوعی: لباسی که نقش و نگار دارد، شما را به دنیایی بدون نقش و سر و صدا میبرد. خود را در تصویر زیبای آن پادشاهی که هنرمند نقاش است، پیدا کن.