شمارهٔ ۲۶۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مسالهی عشق و یادآوری گذشته اشاره میکند. او از یار قدیمی یاد نمیکند و به فرد جدیدی که در زندگیاش آمده، تبریک میگوید. فریادی نمیزند و از کسی کمک نمیخواهد. شاعر با اشاره به آزادی از بندهای قدرت و خواجگی، به قدرت عشق اشاره میکند؛ چرا که عشق ممکن است در نظر برخی به فرشتگان شباهت داشته باشد، اما در واقع بر بهرهمندی انسانها از آن تاثیر میگذارد. او از لذتی که در عشق وجود دارد صحبت میکند و به سرنوشت کسانی که از وصال محبوب خود محروم هستند، میپردازد. در نهایت، درد و غم عشق را به تصویر میکشد.
از یار کهن نمی کنی یاداین پیشه نو مبارکت باد
هوش مصنوعی: از دوست قدیمی خود یاد و خاطره نمیکنی، بنابراین برایت آرزوی موفقیت در این کار جدید دارم.
فریاد کسی نمی کنی گوشپیش که کنیم از تو فریاد
هوش مصنوعی: تو به کسی فریاد نمیزنی که ما هم از تو فریاد بزنیم.
با دولت بندگیت هستیماز خواجگی دو عالم آزاد
هوش مصنوعی: ما به برکت و سعادت بندگی تو در این دنیا و آن دنیا از هر گونه وابستگی و حاکمیت آزادیم.
شاید که تو را فرشته خوانندکین لطف ندارد آدمیزاد
هوش مصنوعی: شاید به تو بگویند که فرشتهای، اما این مسئله ارزش خاصی ندارد چون انسانها از لطف و محبت بیشتری برخوردارند.
آن سوخته یافت لذت عشقکز وصل نشان ندید و جان داد
هوش مصنوعی: آن کس که عاشق شده و به وصال معشوق نرسیده، همچنان لذت عشق را تجربه کرده و به خاطر آن زندگیاش را فدای عشق میکند.
از شکر جانفزای شیرینپرویز نیافت ذوق فرهاد
هوش مصنوعی: شیرین پرویز، با وجود شیرینی و جذابیتش، نتوانست ذوق و شادی فرهاد را به دست آورد. فرهاد، عاشق و دلباختهای است که به خاطر عشقش به شیرین، دستخوش ناامیدی و ناکامی شده است.
مرغ چمن وفاست جامیدر دام غم و بلا چه افتاد
هوش مصنوعی: پرندهای که در چمن میخوابد، وفادار است، اما به چه دلیل در دام غم و مصیبت گرفتار شده است؟