شمارهٔ ۳۰۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از معشوقهاش میگوید که بارها او را نادیده گرفته و به نالهها و اشکهای او بیتوجهی نشان داده است. شاعر با ذکر احساساتش، میگوید که حتی در غم و اندوه، معشوقش از خنده و شادی دست نمیکشد. او به یاد قدمهای معشوقش در مکانهایی که دیدهاش قرار دارد، اشاراتی میکند و بیان میکند که هیچ گلهای از او ندارد، حتی اگر دلش را زخمی کند. همچنین، شاعر به فریبهای ریاکارانه زاهدان و نظربازی با معشوقان اشاره میکند و در نهایت تأکید میکند که معشوقهای که او را پسندیده، تنها باید کارهای پسندیده انجام دهد.
تا کی آن شوخ مرا بیند و نادیده کندبشنود ناله زار من و نشنیده کند
هوش مصنوعی: مدتهاست که آن محبوب بازیگوش من را میبیند ولی بیتوجهی میکند. صدای ناله و شکایت من را میشنود اما به آن گوش نمیدهد.
چون بگریم بر او فاش ز من پنهانیدر رقیبان نگرد خنده دزدیده کند
هوش مصنوعی: وقتی که من بر او گریه میکنم، دیگران به راحتی متوجه احساسات پنهانی من نمیشوند و از این وضعیت بهرهبرداری نمیکنند.
بر زمینی که شود دیده نشان قدمشهر که اهل نظر آنجا قدم از دیده کند
هوش مصنوعی: هر کسی که دیدگاه و فهم درستی داشته باشد، اگر در جایی قدم بگذارد که نشانههای حضور معشوق دیده شود، میتواند با بصیرت خود به اهمیت و زیبایی آن مکان پی ببرد.
من ندارم گله ای زان کله شانه زدههر چه با من کند آن طره ژولیده کند
هوش مصنوعی: من از کسانی که به من آسیب میزنند، هیچ شکایتی ندارم. هر چه که با من کنند، موهای پریشان او نشاندهنده دلخوشی من است.
بر خراشیده دلم گو مگذر زانکه مبادکش خراش دل من پای خراشیده کند
هوش مصنوعی: به دل زخمخوردهام توجه نکن، زیرا اگر این زخمها را نادیده بگیری، ممکن است که دوباره زخمهای بیشتری به دل من وارد شود.
پرده زاهد سالوس برانداخته بادبا بتان چند نظربازی پوشیده کند
هوش مصنوعی: اوضاع زاهد ریاکار به هم ریخته است و او باید با چند بت عشق و زیبایی که پنهانی در دل دارد، بازی کند.
جامی از یار پسندیده چه رنجی حاشاکان پسندیده به جز کار پسندیده کند
هوش مصنوعی: اگر جامی از محبوبم بگیرم، چه دردی دارد، زیرا او هرگز جز کار نیکو انجام نمیدهد.