شمارهٔ ۳۷۵
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ زیبایی و فریبایی محبوب سخن میگوید و احساسات عمیق عاشقانه را به تصویر میکشد. شاعر به زیبایی چشمان محبوب اشاره میکند که دل و دین را در جهان تحتتأثیر قرار داده است. او از تیر محبت که بر دلش مینشیند سخن میگوید و از حسرتی که به خاطر دوری محبوب به او دست میدهد. شاعر در مصراعهای بعدی تمثیلهایی از زیبایی و تأثیر آن بر خود و دیگران میآورد و از احساسات عمیق و درد ناشی از جدایی صحبت میکند. او همچنین به عواقب شرمندگی ناشی از عشق و وفاداری به محبوب اشاره میکند که این عشق تا روز قیامت با او خواهد ماند.
اگر ناز و فریب چشم شوخت این چنین ماندعجب گر هیچ کس را در جهان دل بلکه دین ماند
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و فریبندگی چشمان محبوب اینقدر جذاب باشد، تعجبی ندارد اگر هیچکس در جهان دل نبازد و هیچکس هم به دین پایبند نماند.
نخستین تیر کاندازی فکن بر سینه ریشمکه ذوق آن مرا در سینه تا روز پسین ماند
هوش مصنوعی: از اولین لحظهای که تیر عشق را به سمت من پرتاب کنی، طعمی از آن احساس زیبا در دلم تا روز آخر عمرم باقی خواهد ماند.
خط مشکین تو بر لب صف موری ست پنداریکه ناگه وقت رفتن پای شان در انگبین ماند
هوش مصنوعی: خط زیبای لب تو همچون خطی است که بر روی لب یک مور است، گویی که ناگهان وقتی میخواهد برود، پایش در عسل باقی مانده.
مکن دور از رخم ای پاکدامن اشک خونین راکه ترسم داغهای خون تو را بر آستین ماند
هوش مصنوعی: ای پاکدامن، دور از چهرهام نروید، زیرا ترس دارم که آثار خونتان بر آستین من بماند.
بر این در گر چو باد صبح زاهد را گذار افتدکجا در خاطرش اندیشه خلد برین ماند
هوش مصنوعی: اگر صبحگاهان، زاهدی از کنار این در عبور کند، آیا در ذهنش خاطرهای از بهشت باقی خواهد ماند؟
گهی کآیی سواره روی خود مالم به ره شایدکه از خاک سم اسپ تو گردی بر جبین ماند
هوش مصنوعی: گاه پیش میآید که سوار بر اسب خود حرکت میکنم و به نظر میرسد که شاید خاکی که از سم اسب تو بلند میشود، بر پیشانی من باقی بماند.
اگر جامی برد جز قبله روی تو را سجدهازان شرمندگی تا حشر رویش بر زمین ماند
هوش مصنوعی: اگر کسی جز تو را سجده کند، از شرم آن پیروزی تا روز قیامت، چهرهاش بر زمین باقی خواهد ماند.