شمارهٔ ۶۴۴
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی به روابط انسانی و جستجوی حقیقت و عشق اشاره دارد. شاعر از مریدان ساده و مرشدان فریبکار انتقاد میکند و به تربیت صحیح اشاره دارد که از پیر میفروش میآید. او از تجربههای خود در مدرسهها سخن میگوید و به دنبال کسی میگردد که وادی عشق را به درستی تدریس کند. همچنین، اشاره میکند که از اهل دل در خانواده مروت خبری نیست. شاعر تأکید میکند که باید از زندگی لذت برد و به خوشیها پرداخت، زیرا آنچه برای هر کس مقدر است، به هر حال به او میرسد.
شکر خدا که شیخ نیم، شیخ زاده هموز منکران گول و مریدان ساده هم
هوش مصنوعی: خدا را شکر که من نه تنها خودم عالم و وارستهام، بلکه از نسل شیخ نیز هستم و از پیروان گمراه و سادهلوح دوری میکنم.
مستغنیم به تربیت پیر می فروشزین مرشدان رهزن از ره فتاده هم
هوش مصنوعی: ما به تربیت و آموزشهایی که از پیر فروشنده میگیریم، بینیاز هستیم و دیگر نیازی به راهنماییهای آن کسانی که از مسیر صحیح منحرف شدهاند، نداریم.
زان مرشدم چه کار گشاید که توبه اماز روی خوب می دهد و جام باده هم
هوش مصنوعی: مرشد من چه کمکی میتواند بکند وقتی که توبهام تحت تأثیر زیباییاش قرار دارد و همچنان به نوشیدن باده ادامه میدهم؟
گشتم بسی به مدرسه ها کس نیافتمکو درس عشق افاده کند استفاده هم
هوش مصنوعی: مدت زیادی را در مدارس مختلف گذراندم، اما هیچکس را نیافتم که به من درس عشق را بیاموزد و از آن بهرهمند شوم.
ز ابنای خاندان مروت نشان مپرساهل دلی نماند ازان خانواده هم
هوش مصنوعی: از نسلی که دارای نیکخویی و انسانیت بودند، نپرسید که آیا کس دیگری از آن خانواده مانده است؛ چون دیگر کسی با دل و احساس در آن خاندان وجود ندارد.
منشین ز پای اگر نبود خنگ بادپایعزم حرم سواره توان و پیاده هم
هوش مصنوعی: اگر از پا نیفتی و ناپسند نباشی، میتوانی با اراده و عزمی بالا به سمت حرم بروی، چه سوار بر اسب باشی و چه پیاده.
جامی به عیش کوش که کس را ز جام دورکم زانچه قسمت است نیاید، زیاده هم
هوش مصنوعی: لذت ببر از زندگی و خوشیها، زیرا هیچکس نمیتواند از مقدر خود فراتر برود و به آنچه برایش مقرر شده، دست یابد.