شمارهٔ ۶۵۰
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوقش است. شاعر میگوید که هر جا برود، در خواب یا بیداری، در جمع یا تنهایی، همواره نشانهای از معشوقش را مییابد. حتی در میخانه و در میان نوشیدنیها، یاد معشوق او را رها نمیکند. شاعر احساس میکند که عشق او به معشوقش به گونهای است که در هر جایی، چه در زندگی روزمره و چه در لحظات خاص، متصل به اوست و از این ارتباط عمیق گسستنی نیست. در نهایت، شاعر ابراز میکند که حتی اگر از خود جدا شود، باز هم در اعماق وجودش عشق معشوق را احساس میکند.
هر جا که کنم خانه همخانه تو را یابمهرگز نروم جایی کانجا نه تو را یابم
هوش مصنوعی: هر کجا که بروم و خانهای بسازم، همیشه تو را در آنجا پیدا میکنم. هرگز به جایی نمیروم که تو را در آن نداشته باشم.
گر خواب کنم شبها ور خانه روم تنهادر خواب تو را بینم در خانه تو را یابم
هوش مصنوعی: اگر شبها بخوابم یا به تنهایی از خانه بیرون بروم، در خواب تو را میبینم و در خانهات تو را پیدا میکنم.
در بزم قدح نوشان در چشم وفا کوشانمعشوقه تو را دانم جانانه تو را یابم
هوش مصنوعی: در محفل سرور و شادی، تو را معشوقی میشناسم که چشمان وفاداری دارد و گویی جانم را در خود مییابد.
در صحبت هر جمعی کافروخته شد شمعیگرد سر او گردان، پروانه تو را یابم
هوش مصنوعی: وقتی در جمعی در حال گفتگو هستم، شمعی به دور من میچرخد. ای پروانه، امیدوارم تو را پیدا کنم.
گر جانب میخانه آیم پی پیمانهدر دستِ میآشامان پیمانه تو را یابم
هوش مصنوعی: اگر به سمت میخانه بروم و در دستم پیاله ای از شراب باشد، در میان نوشندگان، پیاله تو را پیدا خواهم کرد.
از سر بکشم خرقه در بحر شوم غرقهدر هر صدفی پنهان دردانه تو را یابم
هوش مصنوعی: اگر خرقه را از سر بردارم و به دریا بیفتم، در هر صدفی ممکن است که مروارید تو را پیدا کنم.
از خود بگسل جامی میزن درِ گمنامیکاندر تتق وحدت بیگانه تو را یابم
هوش مصنوعی: از خودت جدا شو و با غم دلتنگی بیگانه شوی، تا در عمق اتحاد، تو را پیدا کنم.