شمارهٔ ۶۸۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و شوق خود به مکانی مقدس مثل یثرب و مکه اشاره میکند. او از آرزوی خود برای نزدیک شدن به پیامبر (ص) و جای گرفتن در کنار او سخن میگوید. شاعر میخواهد که در کنار چشمه زمزم و در جوار پیامبر، آرامشی پیدا کند و از آرزوهایش برای ورود به بهشت و نزدیکی به محبوبش سخن میگوید. او از شوق و اشتیاق شدید خود به خاطر پیامبر عذرخواهی میکند و بیان میکند که ممکن است هر لحظه به یاد او نامهای جدید بنویسد.
کی بود یارب که رو در یثرب و بطحا کنمگه به مکه منزل و گه در مدینه جا کنم
هوش مصنوعی: کسی چه میداند که من چه زمانی در یثرب و بطحا زندگی میکنم و چه زمانی در مکه سکونت میجویم یا در مدینه جا میزنم؟
بر کنار زمزم از دل برکشم یک زمزمهوز دو چشم خون فشان آن چشمه را دریا کنم
هوش مصنوعی: کنار چشمه زمزم میایستم و از دل خود زمزمهای برمیکشند. از چشمانم که خون میبارند، آن چشمه را به دریا تبدیل میکنم.
صد هزاران دی درین سودا مرا امروز گشتنیست صبرم بعد ازین کامروز را فردا کنم
هوش مصنوعی: امروز دیگر نتوانم صبر کرد، صدها بار در این معامله به من آسیب رسانده است. امروز به دنبال خواستهام میروم و دیگر به فردا فکر نمیکنم.
یا رسول الله به سوی خود مرا راهی نمایتا ز فرق سر قدم سازم ز دیده پا کنم
هوش مصنوعی: ای پیامبر خدا، به من طریق و راهی نشان بده تا از سرم آغاز کنم و با چشمهایم قدم در این را بگذارم.
آرزوی «جنة الماوی » برون کردم ز دلجنتم این بس که بر خاک درت ماوا کنم
هوش مصنوعی: من از دل خود آرزوی بهشت را بیرون آوردم، چون برای من همین کافی است که در کنار در خانهات به سر برم.
خواهم از سودای پابوست نهم سر در جهانیا به پایت سر نهم یا سر درین سودا کنم
هوش مصنوعی: میخواهم از عشق تو به جایی برسم که یا سرم را به پای تو بگذارم یا به خاطر این عشق، سرم را در دنیای دیگر بفروشم.
مردم از شوق تو معذورم اگر هر لحظهایجامیآسا نامه شوق دگر انشا کنم
هوش مصنوعی: مردم به خاطر اشتیاقی که به تو دارم، از این که هر لحظه برای تو نامهای جدید و پرشور بنویسم، عذرخواهی میکنم.