شمارهٔ ۷۳۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر به زیبایی لب معشوق اشاره میکند و بیان میکند که تحت تاثیر این زیبایی قرار گرفته و به آن عادت کرده است. او از غم معشوق میگوید و این که اگر دلش بشکند، تنها نیازش باقی میماند. او همچنین به تشنگی عشق و درد جدایی اشاره میکند و میگوید حتی اگر چشمانش از اشک پر شود، همچنان به سوی معشوق میرود. در انتها، شاعر به مفهوم عشق و جایگاههای مختلف آن در زندگی اشاره میکند و میگوید که عشق میتواند انسان را به دیوانگی و حالات مختلف بکشاند.
ای با لب تو طوطی شیرین زبان زبونکردی عنان ز پنجه سیمینبران برون
هوش مصنوعی: تو با لبهای خود مانند طوطی شیرینزبان، به آن زیبایی صحبت میکنی و قدرتی که در دستانت هست، از چنگ من میگریزد.
با حسن التفات تو معتاد گشته امبر ما مکن عبور تغافل کنان کنون
هوش مصنوعی: من به خاطر لطف و توجه تو عادت کردهام، پس لطفا به راحتی از کنار ما نگذری و بیتوجهی نکن.
گر بشکنی به سنگ ستم حقه دلمجز گوهر نیاز نیابی در آن درون
هوش مصنوعی: اگر به سنگ سختی ضربه بزنی، در دل من که پر از درد و ستم است، جز جواهر نیاز چیزی نخواهی یافت.
لب تشنه می روم ز غمت گرچه میرودبر رویم از دو دیده پرخون عیان عیون
هوش مصنوعی: دلم پر از غم است و به خاطر آن، هرچند که تشنه هستم، به راه میروم. اشکهایم با شدت از چشمانم سرازیر شده و چهرهام را خیس کرده است.
خواهی دلا بپای کنی خیمه مرادزان مو طلب طناب وز آن قد ستان ستون
هوش مصنوعی: اگر میخواهی ای دل، خیمه آرزوهایت را برپا کنی، باید از آن مو (یی که اشاره به زیبایی دارد)، طنابش را بگیری و از آن قد (یعنی قامت زیبا)، ستون خیمهات را بسازی.
در ملک عشق منصب عالی و دون بسیستنیکان نموده میل به عالی بدان به دون
هوش مصنوعی: در دنیای عشق، جایگاههای بزرگ و کوچک وجود دارد. نیکان و توانگران به چیزهای ارزشمند و عالی تمایل دارند، در حالی که به چیزهای بیارزش نیز گرایش دارند.
جامی علم به عالم دیوانگی فراختچون ساخت عشق رایت فرزانگان نگون
هوش مصنوعی: وقتی که عشق در دل انسان رخنه میکند، علم و دانایی فرد را به حالت جنون میکشاند و باعث میشود که فرهیختگان نیز در این مساله دچار مشکلاتی شوند.