شمارهٔ ۸۱۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساسات عمیق و عشق خود را نسبت به معشوقش بیان میکند. او دل و دیدهاش را به معشوقش مربوط میداند و خود را فدای آستان او میکند. شاعر آرزو دارد تا درد و رنج را خودش تحمل کند، اما در عوض، معشوقش تنها منبع غم و شادی اوست. همچنین، او اشاره میکند که عشقش به معشوق به حدی عمیق است که همواره در جستجوی نشانهای از اوست و نمیخواهد بهانهای برای نابودی خود بگیرد. در آخر، شاعر به بوی غم و عشق در اشعارش اشاره میکند.
ای دل و دیده هر دو خانه توسر من خاک آستانه تو
هوش مصنوعی: ای دل و چشم من، هر دو درگاهی برای تو هستند و من با خاک پای تو پیوند خوردهام.
کاش بر من رسد نه بر توسندمبدم زخم تازیانه تو
هوش مصنوعی: ای کاش زخمهای تازیانهات بر من نازل شود و نه بر اسبی دیگر.
همه تن گوش می شوم از شوقهر کجا می رود فسانه تو
هوش مصنوعی: من از شدت شوق، تمام وجودم را به شنیدن معجزه تو اختصاص میدهم و هر جا که داستان تو میرود، با دقت گوش میدهم.
هر کسی خوش به گوشه طربیمن و غمهای بی کرانه تو
هوش مصنوعی: هر کس در خوشی و شادمانی خود غرق است، ولی غمهای تو بیپایان و عمیق به نظر میرسند.
هر طرف ناوک از چه می فکنیدل ما بس بود نشانه تو
هوش مصنوعی: دل ما پر از عشق توست و هر کجا که نگاه میکنی، نشانههایی از تو وجود دارد. پس چرا به ناوکهای دیگر فکر میکنی؟
بهر ناکشتنم بهانه مجویکه مرا می کشد بهانه تو
هوش مصنوعی: برای نجات من از قتل بهانه نخواه، زیرا این خود تو هستی که باعث میشوی جانم گرفته شود.
جامیا بوی درد می آیداز غزلها عاشقانه تو
هوش مصنوعی: بوی درد و رنج از اشعار عاشقانه تو برمیخیزد.