شمارهٔ ۸۸۸
هوش مصنوعی: این شعر از احساسات عمیق عشق و اندوه ناشی از جدایی سخن میگوید. شاعر بیان میکند که بدون معشوق خوابش نمیبرد و چشمانش پر از اشک است. او از دوری محبوبش و تأثیر آن بر دیگران و به خصوص دوستانش صحبت میکند که مانند شراب از آنها دور شدهاند. شاعر همچنین از نور و زیبایی معشوق و فضایی که او ایجاد کرده میگوید، و اینکه دیگران به دنبالش هستند. در نهایت، او از درد قلبی که از جدایی به وجود آمده سخن میگوید که به مانند خونی است که از کباب ریخته شده است. این ابیات حسرت و عشق عمیق را به تصویر میکشند.
ای بی تو ز دیده خواب رفتهوز هر مژه خون ناب رفته
هوش مصنوعی: ای بی وجود تو، خواب از چشمانم رفته و از هر مژهام، قطرات اشک جاری شده است.
باز آ که ز رفتن تو ما رااز دیده در خوشاب رفته
هوش مصنوعی: برگرد که با رفتن تو، ما از یاد تو و دوستیت کاملاً فراموش شدهایم.
در دور لبت معاشران رااز سر هوس شراب رفته
هوش مصنوعی: در دور لب تو، دوستان به خاطر هوس به نوشیدن شراب رفتهاند.
با آن همه نور ماه تابانپیش رخ تو ز تاب رفته
هوش مصنوعی: با وجود تمام روشنی و زیبایی که ماه در آسمان دارد، در کنار تو مانند اینکه کمنور شده است و دیگر جذابیتی ندارد.
دریوزه کنان حسن پیشتماه آمده آفتاب رفته
هوش مصنوعی: دریوزهکشان با ناز و زیباییات محبوبی چون ماه را به خاطر دارند، اما تو چنان پر نور و درخشان هستی که خورشید در برابر تو خاموش شده است.
هر جا تو سمند ناز راندهخوبان همه در رکاب رفته
هوش مصنوعی: هر کجا که تو سوار بر اسب زیبایت رفتهای، همهی زیبایان در کنارت بودهاند.
خونابه دل که ریخت جامیخونی ست که از کباب رفته
هوش مصنوعی: دل که پر از اندوه و غم است، به مانند جامی پر از خون میشود که از کبابی چکه کرده است. این بیان نشاندهندهی شدت درد و ناامیدی در دل انسان است.